تحلیل تکنیکال


معامله بر اساس حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال
در این مقاله قصد داریم در مورد شیوه معامله بر اساس حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال صحبت کنیم. برای سهولت درک این موضوع، مقاله را به دو بخش برگشت (Bounce) و شکست (Break) تقسیم می کنیم. برگشت ( Bounce ) یک روش برای معامله روی سطوح مقاومت و حمایت، زمانی است که قیمت به این سطوح برخورد می کند و برمی گردد (یا جهش می کند). بسیاری از معامله گران خرده پا دچار این اشتباه می شوند که سفارش های خود را درست روی سطوح مقاومت و حمایت قرار می دهند و منتظر می مانند تا معامله انجام شود. مطمئناً این کار برخی مواقع جواب می دهد ولی در این روش معامله، فرض بر آن است که بدون برخورد قیمت به سطوح حمایت و مقاومت، این سطوح حفظ خواهد شد. ممکن است با خودتان بیندیشید: چرا نقطه ورود خودم را درست روی خط مقاومت یا حمایت نگذارم؟ اگر این کار را انجام دهم، خیالم راحت است که در بهترین نقطه وارد معامله شده ام. وقتی با موضوع برگشت یا جهش سر و کار داریم، هدف ما این است که احتمالات و فرصت را به نفع خودمان متمایل کنیم و به نوعی مطمئن شویم که سطح حمایت یا مقاومت حفظ خواهد شد. به عنوان مثال به جای خرید در سطح حمایت، می خواهیم قبل از ورود به معامله صبر کنیم تا قیمت از سطح حمایت برگردد (جهش کند) و سپس وارد معامله شویم. اگر دنبال فروش بوده اید، پیش از ورود صبر کنید تا قیمت از سطح مقاومت برگردد (جهش کند) و سپس وارد شوید. با انجام این کار، از معامله کردن در زمانی که قیمت به سرعت حرکت می کند و سطح حمایت و مقاومت را می شکند، جلوگیری می کنید. تجربه نشان می دهد اگر کسی سعی کند چاقو را در هنگام سقوط بگیرد، دستش زخمی می شود. شکست ( Break ) در دنیای ایده آل، سطوح حمایت و مقاومت همیشه حفظ می شود. اگر دنیای معامله گری در فارکس ایده آل بود، وقتی قیمت به سطوح اصلی مقاومت و حمایت برخورد می کرد، ما هم وارد معامله می شدیم و سپس از آن خارج می شدیم و سود زیادی به دست می آوردیم. واقعیت این است که این سطوح در اغلب مواقع شکسته می شود. بنابراین معامله کردن بر اساس برگشت ها کافی است و باید یاد بگیرید که در صورت شکسته شدن سطوح حمایت و مقاومت چگونه معامله کنید. در صورتی که این سطوح شکسته شد، دو راه برای معامله پیش رو داریم: روش تهاجمی و روش تدافعی. روش تهاجمی ساده ترین روش برای معامله روی شکست ها این است که هرگاه قیمت به میزان متقاعدکننده ای از منطقه حمایت یا مقاومت عبور کرد، بخریم یا بفروشیم. منظور از قید میزان متقاعدکننده این است که زمانی وارد معامله شویم که قیمت به راحتی از سطح حمایت یا مقاومت عبور کند. چند کلمه ای پیرامون احتیاط در بازار فارکس، همیشه شاهد چنین اتفاقاتی نیستیم و تست مجدد سطوح حمایت یا مقاومت شکسته شده همیشه اتفاق نمیفتد. مواقعی هم هست که قیمت در یک جهت حرکت می کند و شما را پشت سر می گذارد. به همین خاطر همیشه از حد زیان استفاده کنید و هرگز به خاطر امید به برگشت، در یک موقعیت زیان ده نمانید.


الگوی کندل پوشا یا اینگالفینگ (Engulfing)


آشنایی با تله های گاوی(صعودی) و خرسی(نزولی)
تله های صعودی و نزولی چیست؟ تعریف تله صعودی : تله گاوی یا تله صعودی در واقع نقطه مقابل تله خرسی است و زمانی رخ می دهد که ما سیگنال نادرستی برای تحلیل تکنیکال معامله خود دریافت کنیم. این سیگنال معمولاً در زمان روند نزولی به ما می رسد. وقتی روند نزولی است، مدتی قیمت ثابت می ماند یا کمی رشد می کند، معامله گران تصور می کنند که وارد روند صعودی شده اند و یک سری معامله گران هم وارد موقعیت خرید می شوند ولی ناگهان دوباره قیمت نزولی می شود و معامله گران می فهمند که در یک تله صعودی افتاده اند و جایی دست به خرید زده اند که نباید خرید می کردند. تصویر زیر بیانگر این است که تله گاوی چیست: تعریف تله نزولی : تله نزولی یا تله خرسی زمانی به وجود می آید که در یک روند صعودی قرار داریم و مدتی قیمت ثابت می ماند یا کمی افت می کند. بسیاری از تحلیلگران و معامله گران تصور می کنند که روند نزولی آغاز شده و قطعاً زمان فروش فرارسیده است. در نتیجه شروع به فروش می کنند ولی ناگهان می بینند که روند صعودی دوباره ادامه پیدا کرد. اینجاست که می بینند در تله نزولی گرفتار شده اند و زمانی دارایی خود را فروخته اند که نباید دست به فروش می زدند. تصویر زیر بیانگر این است که تله خرسی چیست: چگونه در معاملات خود در تله های خرسی و گاوی گرفتار نشویم؟ یکی از راهکارهای عالی برای فرار از تله های صعودی یا نزولی، بررسی اخبار است. وقتی می بینید قیمت ها و حجم معاملات به صورت ناگهانی دارد تغییر می کند، حتماً اخبار را بررسی کنید تا دلیل این اتفاقات را متوجه شوید. معامله گران حرفه ای از ابزارهای تحلیل تکنیکال استفاده می کنند تا در این تله ها گرفتار نشوند. اصلاح فیبوناچی، شاخص قدرت نسبی و اندیکاتورهای مبتنی بر حجم چند مورد از ابزارهای مفید در این زمینه هستند. تعیین درست و آگاهانه حد زیان، از زیان ما در معاملات جلوگیری می کند. معامله گران هوشمند برای انجام معاملات دنبال تأییدیه های قدرتمند هستند و به راحتی وارد معامله نمی شوند. آن ها بعد از ورود به معامله سعی می کنند حد زیان خود را در بهترین نقطه تعیین کنند تا زیان را به حداقل ممکن برسانند. البته در تعیین حد زیان به قدری سختگیر نباشید که پس از گیر افتادن در تله از معامله خارج شوید. اگر احساس می کنید که برای ورود به موقعیت دیر شده است، وارد موقعیت نشوید. منتظر سطح ورود بعدی بمانید. ورود دیرهنگام به موقعیت ممکن است کار دستتان بدهد و در تله بیفتید.


خط روند(Trend Line) چیست؟
بزرگان بازار بر این باور هستند که روند، دوست ماست و در صورتی که با آن همراه شویم جلوی زیان ما را می گیرد و به ما کمک می کند که به سود بیشتری برسیم. معامله گران با کمک خط روند می توانند مسیر کنونی بازار را مشخص کنند. اگر می خواهید یک معامله خوب و سودآور داشته باشید، باید بتوانید از روند بازار اطلاع پیدا کنید و خط روند، این کمک مهم را به شما خواهد کرد. بنابراین وظیفه اصلی خط روند، مشخص کردن روند بازار است. خط روند به دو دسته اصلی "خط روند صعودی" و "خط روند نزولی" تقسیم می شود. در ادامه تصویر این دو خط روند را مشاهده می کنید. البته مدل سومی هم وجود دارد که به آن خط روند خنثی می گوییم که در ادامه با آن آشنا خواهیم شد. وقتی خط روند صعودی است، خط روند صعودی در امتداد کف های قیمتی رسم می شود و این نواحی را به هم متصل می کند. به بیان ساده تر خط روند صعودی در پایین نمودار قیمت رسم می شود. وقتی خط روند نزولی می شود، خط روند نزولی در امتداد سقف های قیمتی رسم می شود و این نواحی را به هم وصل می کند. از این رو خط روند نزولی در بالای نمودار قیمت رسم می شود. انواع روند سه نوع روند وجود دارد: روند صعودی (Uptrend) روند نزولی (Downtrend) روند خنثی یا رنج (Sideways trend) چگونه می توان خط روند یا ترند لاین را رسم کرد؟ برای رسم خط روند، تنها به دو نقطه اصلی نمودار ( دو سقف قیمت یا دو کف قیمت) احتیاج دارید و سپس باید این دو نقطه را به هم متصل کنید. به همین سادگی! به نمودار زیر توجه کنید: برای رسم خط روند صعودی به دو کف قیمت و برای رسم خط روند نزولی به دو سقف قیمت نیاز است. برای رسم خط روند خنثی یا رنج باید دو خط رسم شود. یک خط سقف ها و یک خط دیگر کف ها را به هم وصل می کند. خط روند صعودی دارد به ما نشان می دهد که زمان خرید است و خط روند نزولی هم می گوید که زمان فروش فرا رسیده است. روند خنثی زمانی اتفاق می افتد که قیمت به صورت مداوم کاهش یا افزایش نیابد و در یک محدوده نوسان کند و به همین خاطر روند خنثی نشان می دهد که زمان برای خرید یا فروش، مناسب نیست. چند نکته برای استفاده از خط روند در معاملات باید حداقل دو سقف یا دو کف قیمت در چارت به وجود بیاید تا بتوانیم یک خط روند معتبر رسم کنیم. برای تأیید این خط روند باید صبر کنید که سقف یا کف سوم هم ایجاد شود. هر چه شیب یک خط روند بیشتر باشد، کمتر می شود به آن اعتماد کرد. اگر شیب خط روند زیاد باشد، اعتبار آن کمتر می شود و احتمال شکست آن بیشتر است. متخصصان و تحلیلگران شیب 45 درجه را برای خط روند مناسب و قابل اعتماد می دانند. خط روند هم مثل سطوح مقاومت یا حمایت افقی است. هر چه برخورد چارت با آن بیشتر باشد، اعتبار بیشتری دارد. خط روند، یک مفهوم قطعی نیست. ممکن است خط روندی که یک معامله گر رسم کرده است برای یک معامله گر دیگر، مفهوم متفاوتی داشته باشد و طور دیگری دیده شود.


استراتژی معاملهگری با الگوهای کندل استیک پوششی
قبل از اینکه بخواهیم بر اساس این الگوها معامله کنیم، ابتدا باید بفهمیم که آیا واقعاً الگوی کندل استیک پوششی به وجود آمده است. وقتی اطمینان پیدا کردیم که چنین الگویی به وجود آمده، باید در خصوص معامله کردن تصمیم بگیریم. مراحل تأیید الگوی کندل استیک اینگالفینگ صعودی یا نزولی ابتدا باید بفهمیم که بازار در حال حاضر چه روندی دارد؟ آیا روند آن صعودی یا نزولی است. چون الگوهای کندل استیک پوششی نزولی در پایان یک روند نزولی و الگوی کندل استیک پوششی صعودی در پایان یک روند نزولی شکل می گیرد. الگوهای کندل استیک پوششی باید با روند کلی بازار همخوانی داشته باشند. مثلاً اگر روند کلی بازار صعودی باشد و الگوی کندل استیک پوششی صعودی داشته باشیم، می توان به این الگو اعتماد کرد. پس از آنکه روند کلی بازار بررسی شد، باید سطوح کلیدی بازار را بررسی کنیم و ببینیم که این الگوی کندل استیک پوششی در سطح حمایت یا مقاومت ظاهر شده است. ظاهر شدن این الگو در سطح حمایت یا مقاومت بسیار مهم است و برخی از تحلیلگران بر این باور هستند که اگر الگو در سطح حمایت یا مقاومت ظاهر نشود، بهتر است آن را نادیده بگیریم. بنابراین برای اینکه قدرتمند بودن الگوی پوششی صعودی یا نزولی را بررسی کنیم و بتوانیم بر اساس آن وارد معامله شویم. باید روند بازار را بررسی کنیم، سپس الگوی کندل پوششی و سطوح کلیدی بازار را مورد بررسی قرار دهیم. به عنوان مثال اگر الگوی کندل استیک پوششی صعودی داشته باشته باشیم، روند کلی بازار صعودی باشد و این الگو در سطح حمایت مشاهده شود، بهترین زمان برای ورود به معامله است. همچنین اگر الگوی کندل استیک پوششی نزولی داشته باشیم و این الگو در سطح مقاومت شکل گرفته باشد و روند کلی بازار هم نزولی باشد، می توان به این الگو اعتماد و بر اساس آن معامله کرد. نقطه ورود در هنگام معامله بر اساس الگوی کندل استیک پوششی صعودی و نزولی اگر الگوی کندل استیک پوششی صعودی داشته باشیم و شرایطی که بیان کردیم مهیا باشد، نقطه ورود ما در بالای کندل استیک صعودی قرار می گیرد. اگر الگوی کندل پوششی نزولی داشته باشیم، باید نقطه ورود را در زیر کندل نزولی قرار دهیم. حد زیان را کجا قرار دهیم؟ حد زیان در هنگام مشاهده الگوی کندل پوششی صعودی در زیر کندل صعودی (10 پیپ زیر کندل صعودی) قرار می گیرد. اگر الگوی کندل پوششی نزولی مشاهده کردیم، حد زیان را در بالای کندل نزولی (10 پیپ بالای کندل نزولی) قرار می دهیم.


موقعیت های لانگ (Long) و شورت (Short) در معاملات
فهم مبانی Short و Long در بازار فارکس برای تمامی معامله گران مبتدی واجب و ضروری است. قرار گرفتن در موقعیت لانگ (Long) یا شورت (Short) باور شما را در مورد یک ارز نشان می دهد. با اتخاذ موقعیت، شما اعلام می کنید که این ارز نسبت به ارز دیگر در آینده صعودی یا نزولی خواهد شد. اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، وقتی یک معامله گر تصور می کند که یک ارز در آینده رشد می کند (Appreciate)، وارد موقعیت لانگ یا خرید (Long) می شود. برعکس وقتی یک معامله گر تصور می کند که یک ارز در آینده افت می کند (Depreciate)، وارد موقعیت شورت یا فروش (Short) می شود. منظور از موقعیت یا پوزیشن ( Position ) در بازار فارکس پوزیشن یا موقعیت در بازار فارکس، مقدار ارزی است که به یک شخص یا نهاد تعلق دارد و این فرد یا نهاد، این موقعیت را در برابر ارزهای دیگر خرید و فروش می کند. در واقع به معاملاتی که در این بازار انجام می دهیم (البته معاملاتی که هنوز بسته نشده اند) پوزیشن گفته می شود. به عنوان مثال با خرید دلار، می گوییم که در پوزیشن خرید دلار قرار داریم. پوزیشن ها به دو دسته Long و Short یا خرید و فروش تقسیم بندی می شود. یک موقعیت (پوزیشن لانگ و شورت) در بازار فارکس سه خصوصیت دارد: جفت ارز مورد نظر جهت معامله (خرید یا فروش) سایز موقعیت معامله گران می توانند در چند جفت ارز مختلف به صورت همزمان موقعیت داشته باشند. اگر آن ها انتظار داشته باشند که ارزش یک ارز بیشتر شود، آن ها وارد موقعیت خرید می شوند. سایز موقعیت به اکوئیتی (Equity) و مارجین (Margin) حساب شما بستگی دارد. البته یک نکته مهم دیگر، استفاده از لوریج یا اهرم مناسب است. معنای داشتن موقعیت Long یا Short در فارکس داشتن موقعیت Long یا Short در بازار فارکس به این معنا است که ابتدا معامله گر تصور می کند که یک ارز در آینده رشد یا افت می کند. وقتی پیش بینی تمام شد، معامله گر برای خرید یا فروش آن ارز اقدام می کند. وقتی کسی موقعیت Long را انتخاب می کند، در واقع دارد وارد موقعیت خرید می شود و در یک دارایی تراز سرمایه گذاری مثبت دارد. او امیدوار است که آن دارایی رشد کند. وقتی کسی موقعیت Short را انتخاب می کند، می خواهد یک دارایی را بفروشد. پس تراز سرمایه گذاری او منفی می شود. موقعیت خرید (Long) در موقعیت لانگ معامله گر امیدوار است که دارایی رشد کند. به عنوان مثال کسی که وارد موقعیت خرید جفت ارز USDJPY می شود، انتظار دارد که دلار آمریکا نسبت به ین ژاپن رشد کند. کسی که دو لات USDJPY می خرد، موقعیتش لانگ دو لات USDJPY است. جفت ارز مورد نظر در این موقعیت USDJPY، جهت معامله لانگ و سایز معامله دو لات است. معامله گران برای ورود به یک موقعیت لانگ، سیگنال های خرید را بررسی می کنند. اندیکاتورها در این مسیر کمک زیادی به معامله گران خواهد کرد. یکی از سیگنال های خرید، زمانی است که یک ارز تا سطح حمایتی افت می کند. در نمودار زیر که مربوط به جفت ارز USDJPY است، این جفت ارز تا 110.274 افت می کند ولی چندین بار در آن سطح حمایت می شود. سطح 110.274 سطح حمایتی است و یک نشانه خرید برای معامله گر به حساب می آید. موقعیت فروش (Short) موقعیت فروش یا Short اساساً بر خلاف موقعیت خرید است. وقتی یک معامله گر وارد موقعیت فروش می شود، در واقع انتظار دارد که جفت ارز مورد نظر افت کند. معامله گران معمولاً دارایی خود را می فروشند به این امید که در آینده ارزش آن افت کند و دوباره آن را با یک قیمت پایین تر خریداری کنند. تفاوت بین قیمت فروش بالا و قیمت خرید پایین، سود معامله گر است. به عنوان مثال اگر یک معامله گر جفت ارز USDJPY را بفروشد، در واقع دارد دلار می فروشد تا ین ژاپن را خریداری کند. معامله گران برای ورود به موقعیت های فروش (Short) دنبال سیگنال های مناسب می گردند. یکی از علائم فروش، زمانی است که قیمت به سطح مقاومتی می رسد. سطح مقاومت، سطح قیمتی است که جفت ارز تلاش می کند آن را بشکند تا بتواند بیشتر رشد کند. به چارت زیر توجه کنید. USDJPY تا 114.486 رشد می کند ولی دیگر توان رشد ندارد. سطح 114.486 سطح مقاومت است و وقتی قیمت به این سطح می رسد، یک نشانه برای فروش است.


آشنایی با الگوهای کندل استیک ژاپنی (الگوهای اصلی و پایه)
الگوهای کندل استیک ژاپنی از رایج ترین الگوها برای معامله گری در بازار فارکس هستند. در مقاله " کندل استیک ژاپنی چیست؟ " سعی کردیم با این نمودارهای قیمت آشنا شویم. در این مقاله می خواهیم چند مورد از الگوهای پایه کندل استیک ژاپنی را بشناسیم. 1. الگوی اسپینینگ تاپ (Spinning Top) همان طور که در تصویر زیر مشاهده می کنید، کندل های اسپینینگ تاپ، سایه بالا و پایینی بلندی دارند ولی بدنه آن ها کوتاه است. در واقع در این الگوها قیمت باز و بسته شدن به هم نزدیک است ولی سقف و کف قیمت فاصله نسبتاً زیادی با هم دارند. سوال این است که این الگو در چه مواقعی به چشم می خورد و معنای آن چیست؟ الگوی اسپینینگ تاپ نشانه شک و تردید در وضعیت آینده یک جفت ارز است. در واقع وقتی چنین الگویی به وجود می آید باید بفهمیم که معامله گران هنوز نمی دانند که باید چه تصمیمی بگیرند و به همین خاطر هم خریداران و فروشندگان هیچ کدام نمی توانند کنترل بازار را در دست بگیرند. درست است که قیمت باز و بسته شدن "سشن" به هم نزدیک است ولی دامنه نوسان قیمت ها بالا است. اگر الگوی اسپینینگ تاپ در یک روند صعودی ایجاد شود، معمولاً به این معنا است که خریداران زیادی باقی نمانده اند یا احتمالاً خریداران قدرت خود را در این جفت ارز از دست داده اند و به همین خاطر احتمال تغییر روند وجود دارد. اگر الگوی اسپینینگ تاپ در یک روند نزولی ایجاد شود، معمولاً به این معنا است که فروشندگان زیادی باقی نمانده اند یا احتمالاً فروشندگان قدرت خود را در این جفت ارز از دست داده اند و احتمال تغییر روند وجود دارد. تصویر زیر نمایی از ایجاد این الگو در معاملات فارکس است: 2. الگوی ماروبزو (Marubozu) الگوی ماروبزو زمانی اتفاق می افتد که کندل یا شمع مورد نظر هیچ سایه ای نداشته باشد. تصویر زیر را ببینید: در زبان ژاپنی، منظور از ماروبزو، سر تراشیده یا طاس است. واقعاً هم همین طور است؛ چون هیچ مویی ندارد (هیچ سایه ای ندارد). در این الگو قیمت باز و بسته شدن با بیشترین و کمترین قیمت برابر است. اگر کندل سفید، توخالی یا سبز باشد، قیمت باز شدن، کمترین قیمت و قیمت بسته شدن، بیشترین قیمت است. در صورتی که کندل مشکی، توپر یا قرمز باشد، قیمت باز شدن، بیشترین قیمت و قیمت بسته شدن، کمترین قیمت خواهد بود. در صورتی که کندل سفید یا توخالی ماروبزو در بازار مشاهده کردید، به این معنا است که خریداران در کل سشن معاملاتی، دست بالا را دارند. وقتی این کندل ماروبزو، سیاه، توپر یا قرمز شد، بدانید که در کل سشن معاملاتی، فروشندگان دست بالا را دارند. کندل سفید یا توخالی ماروبزو، معمولاً اولین بخش از ادامه یک روند صعودی یا الگوی بازگشتی صعودی است. کندل توپر یا مشکی ماروبزو، معمولاً اولین بخش از ادامه یک روند نزولی یا الگوی بازگشتی نزولی است. توجه داشته باشید: اگر در پایان یک روند صعودی، کندل ماروبزوی سفید مشاهده کردید، به احتمال زیاد آن روند ادامه پیدا می کند. وجود کندل ماروبزوی مشکی در پایان روند نزولی هم به همین معناست. اگر در پایان یک روند نزولی، کندل ماروبزوی سفید مشاهده کردید به احتمال زیاد شاهد تغییر روند خواهیم بود. اگر در پایان یک روند صعودی هم کندل ماروبزوی مشکی دیدید، احتمالاً روند تغییر خواهد کرد. 3. الگوی دوجی (Doji) در کندل دوجی، قیمت باز و بسته شدن، برابر یا خیلی به هم نزدیک است و به همین خاطر طول بدنه کندل، بسیار کوچک و شبیه یک خط است. کندل استیک دوجی می تواند چهار شکل مختلف داشته باشد که در ادامه به آن ها اشاره می کنیم: وجود کندل دوجی نشان می دهد که معامله گران در مورد روند آینده، شک و تردید دارند و نمی دانند که چه تصمیمی بگیرند. گاهی هم بیانگر آن است که فروشندگان و خریداران دارند با هم مبارزه می کنند تا کنترل بازار را در دست بگیرند. وقتی الگوی دوجی را مشاهده می کنید، بدانید که در آن سشن قیمت ها نوسان دارند ولی قیمت باز و بسته شدن، برابر یا بسیار نزدیک است. در این صورت هیچ کدام از خریداران یا فروشندگان نمی توانند کنترل بازار را به دست بگیرند. اگر کندل دوجی بعد از چند کندل توخالی بلند (مثل ماروبزوی سفید) ایجاد شود، الگوی دوجی دارد به ما می گوید که خریداران دارند خسته می شوند و انرژی خود را از دست می دهند. در این صورت فروشندگان دارند آماده می شوند که وارد میدان شوند و قیمت را کاهش دهند. اگر الگوی دوجی بعد از چند کندل توپر بلند (مثل ماروبزوی سیاه) ایجاد شود، بدانید که خریداران دارند آماده ورود به میدان می شوند و می خواهند قیمت را بالا ببرند.


آشنایی با الگوهای کندل استیک ژاپنی
سوال این است که کندل در فارکس چه ارتباطی با ژاپن دارد؟ گفته می شود که این نمودار قیمت در گذشته توسط فروشندگان و معامله گران برنج در ژاپن استفاده می گردید. آن ها از این نمودار برای بررسی نوسانات قیمت برنج استفاده می کردند. ژاپنی ها سال های سال از این نمودار استفاده کردند تا اینکه فردی به اسم استیو نیسون این روش را از یک ژاپنی یاد گرفت و به سایر معامله گران یاد داد. از آن به بعد، این نمودار قیمت با اسم کندل استیک ژاپنی معروف شد. آقای نیسون تمام تلاش خود را کرد تا این روش را تجزیه و تحلیل کند و حتی در مورد آن کتاب نوشت. در دهه 90 استفاده از این تکنیک رایج شد و تا به امروز، به یک روش متداول تبدیل شده است. اگر استیو نیسون نبود، شاید امروز روش کندل استیک ژاپنی، هنوز پنهان مانده بود. توضیحاتی در مورد کندل استیک ژاپنی با استفاده از این نمودار قیمت می شود فهمید که قیمت کجا باز و کجا بسته شده است. همان طور که در تصویر زیر مشاهده می کنید بدنه این کندل می تواند سفید (سبز یا توخالی) و یا مشکی (قرمز یا توپر) باشد. می توان از این کندل ها در تایم فریم های مختلف (یک روزه، یک ساعته، سی دقیقه و غیره) استفاده کرد. این نمودار، رفتار قیمت (پرایس اکشن) را در تایم فریم مورد نظر نمایش می دهد. کندل صعودی : اگر قیمت باز شدن پایین تر از قیمت بسته شدن باشد یک کندل صعودی خواهیم داشت که نشان می دهد که در آن بازه زمانی، قیمت رشد کرده است. کندل صعودی می تواند سبز، توخالی و یا سفید باشد. کندل نزولی : اگر قیمت بسته شدن پایین تر از قیمت باز شدن باشد یک کندل نزولی خواهیم داشت که نشان می دهد که در آن بازه زمانی، قیمت افت کرده است. کندل نزولی می تواند قرمز، توپر و یا مشکی باشد. بخش توپر یا توخالی کندل، بدنه یا بدنه واقعی نام دارد. خطوط باریکی که در بالا و پایین بدنه شمع قرار گرفته، سایه نام دارد و محدوده کف و سقف قیمت را نشان می دهد. بالای سایه بالایی، بیشترین قیمت و پایین سایه پایینی، کمترین قیمت است.


کندل استیک ژاپنی چیست؟
کندل استیک (Candlestick) به معنای شمعدان و کندل (Candle) به معنای شمع است. دلیل نامگذاری آن هم به خاطر شباهتی است که با شمع دارد. به همین خاطر به کندل استیک ژاپنی، شمع ژاپنی هم گفته می شود. این نمودار قیمت به معامله گران کمک می کند که در خصوص معاملات خود تصمیم های بهتر و منطقی تری بگیرند. سوال این است که کندل در فارکس چه ارتباطی با ژاپن دارد؟ گفته می شود که این نمودار قیمت در گذشته توسط فروشندگان و معامله گران برنج در ژاپن استفاده می گردید. آن ها از این نمودار برای بررسی نوسانات قیمت برنج استفاده می کردند. ژاپنی ها سال های سال از این نمودار استفاده کردند تا اینکه فردی به اسم استیو نیسون این روش را از یک ژاپنی یاد گرفت و به سایر معامله گران یاد داد. از آن به بعد، این نمودار قیمت با اسم کندل استیک ژاپنی معروف شد. آقای نیسون تمام تلاش خود را کرد تا این روش را تجزیه و تحلیل کند و حتی در مورد آن کتاب نوشت. در دهه 90 استفاده از این تکنیک رایج شد و تا به امروز، به یک روش متداول تبدیل شده است. اگر استیو نیسون نبود، شاید امروز روش کندل استیک ژاپنی، هنوز پنهان مانده بود. توضیحاتی در مورد کندل استیک ژاپنی با استفاده از این نمودار قیمت می شود فهمید که قیمت کجا باز و کجا بسته شده است. همان طور که در تصویر زیر مشاهده می کنید بدنه این کندل می تواند سفید (سبز یا توخالی) و یا مشکی (قرمز یا توپر) باشد. می توان از این کندل ها در تایم فریم های مختلف (یک روزه، یک ساعته، سی دقیقه و غیره) استفاده کرد. این نمودار، رفتار قیمت (پرایس اکشن) را در تایم فریم مورد نظر نمایش می دهد. کندل صعودی: اگر قیمت باز شدن پایین تر از قیمت بسته شدن باشد یک کندل صعودی خواهیم داشت که نشان می دهد که در آن بازه زمانی، قیمت رشد کرده است. کندل صعودی می تواند سبز، توخالی و یا سفید باشد. کندل نزولی: اگر قیمت بسته شدن پایین تر از قیمت باز شدن باشد یک کندل نزولی خواهیم داشت که نشان می دهد که در آن بازه زمانی، قیمت افت کرده است. کندل نزولی می تواند قرمز، توپر و یا مشکی باشد. بخش توپر یا توخالی کندل، بدنه یا بدنه واقعی نام دارد. خطوط باریکی که در بالا و پایین بدنه شمع قرار گرفته، سایه نام دارد و محدوده کف و سقف قیمت را نشان می دهد. بالای سایه بالایی، بیشترین قیمت و پایین سایه پایینی، کمترین قیمت است.

