• Quick Access

دسترسی سریع به سرویس‌های محبوب

ارائه تجربه‌ی ۸ ساله‌ی گروه تحلیلی در قالب ابزارها و سرویس‌های معاملاتی


• Courses

دوره‌های آموزشی

placeholder نشست ماهیانه Cyclical Waves

نشست ماهیانه Cyclical Waves

11,750,000

تومان
placeholderهوش مصنوعی و آینده معامله‌گری

هوش مصنوعی و آینده معامله‌گری

به زودی

placeholderاز صفر تا اولین معامله

از صفر تا اولین معامله

به زودی

مشاهده همه

• Plans

اشتراک‌ها

با تهیه اشتراک به تمامی خدمات دسترسی کامل داشته باشید.

چنانچه از بروکرهای معرفی‌شده برای معاملات خود استفاده می‌کنید و هرماه بالای 500$ دیپازیت داشته

باشید به تمامی خدمات ما به ارزش 49.99$ دسترسی رایگان خواهید داشت.


• Blog

آخرین مطالب

placeholderنفت پایین می‌آید، اما نرخ‌های یورو چرا همچنان بالا می‌مانند؟
• یادداشتها

نفت پایین می‌آید، اما نرخ‌های یورو چرا همچنان بالا می‌مانند؟

یکی از نکات مهم بازارهای مالی در شرایط فعلی، رفتار نامتقارن قیمت نفت و نرخ‌های بهره در منطقه یورو است. قیمت نفت از اوج‌های اخیر خود فاصله گرفته، اما نرخ‌های بهره یورو به همان سرعتی که در زمان جهش نفت افزایش یافتند، کاهش پیدا نکرده‌اند. این مسئله می‌تواند در کوتاه‌مدت از کاهش بیشتر نرخ‌های بازار پول و اوراق اروپایی جلوگیری کند. منطق این رفتار به اثر تورمی نفت بازمی‌گردد. زمانی که قیمت نفت به‌سرعت افزایش پیدا می‌کند، بازار نه‌تنها تورم جاری، بلکه احتمال ماندگار شدن تورم و انتقال آن به سایر بخش‌های اقتصاد را نیز در قیمت‌ها لحاظ می‌کند. در نتیجه، افزایش قیمت انرژی می‌تواند انتظارات تورمی را بالا ببرد و بانک مرکزی را نسبت به کاهش نرخ بهره محتاط‌تر کند. اما زمانی که نفت دوباره ارزان می‌شود، این فرآیند به‌صورت معکوس و با همان سرعت اتفاق نمی‌افتد. به بیان ساده، کاهش ۱۰ یا ۲۰ دلاری نفت الزاماً به معنای کاهش متناسب نرخ‌های بهره نیست؛ زیرا بخشی از اثر تورمی ایجادشده در دوره جهش نفت، در انتظارات بازار باقی می‌ماند. یک نمونه قابل توجه همین موضوع است: زمانی که نفت در محدوده ۱۰۰ دلار قرار داشت، نرخ سوآپ دوساله یورو حدود ۲۰ واحد پایه پایین‌تر از سطوح فعلی بود. این اختلاف نشان می‌دهد بازار هنوز احتمال تداوم فشارهای تورمی و سیاست پولی نسبتاً سخت‌گیرانه بانک مرکزی اروپا را کاملاً کنار نگذاشته است. در این میان، موضع بانک مرکزی اروپا نیز اهمیت زیادی دارد. بانک مرکزی اروپا همچنان لحن نسبتاً هاوکیش خود را حفظ کرده و این موضوع به حفظ نرخ‌های کوتاه‌مدت در سطوح بالاتر کمک می‌کند. در طرف دیگر، داده‌های اقتصادی نیز هنوز نشانه‌ای از فروپاشی رشد در منطقه یورو ارائه نمی‌کنند. شاخص‌های PMI عمدتاً بالاتر از مرز ۵۰ قرار دارند؛ سطحی که نشان‌دهنده تداوم رشد فعالیت اقتصادی است. البته افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند در ماه‌های آینده به یک مانع جدی برای رشد تبدیل شود. هزینه بالاتر انرژی قدرت خرید خانوارها و حاشیه سود شرکت‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد و می‌تواند فعالیت اقتصادی را کاهش دهد. با این حال، با توجه به تاب‌آوری اقتصاد اروپا از زمان آغاز جنگ ایران، سناریوی پایه همچنان بر ادامه رشد نسبتاً مقاوم اقتصاد منطقه یورو در سال‌های ۲۰۲۶ و ۲۰۲۷ استوار است. نکته مهم این است که اگر داده‌های رشد شروع به ضعف جدی کنند، بازار می‌تواند به سمت قیمت‌گذاری داویش‌تر حرکت کند. کاهش قابل توجه PMI یا سایر شاخص‌های فعالیت اقتصادی می‌تواند انتظارات مربوط به نرخ بهره را تغییر دهد. با این حال، در شرایط فعلی، تورم همچنان اولویت اصلی بانک مرکزی اروپا است. ریسک بزرگ برای ECB زمانی ایجاد می‌شود که قیمت بالای انرژی به رشد دستمزدها منتقل شود و یک چرخه تورمی جدید ایجاد کند. در مقابل، کاهش رشد اقتصادی می‌تواند این ریسک را کاهش دهد. اما شرایط مثبت بازار سهام و خوش‌بینی سرمایه‌گذاران باعث شده بازار نسبت به یک یا دو داده ضعیف اقتصادی حساسیت چندانی نشان ندهد. بنابراین، پیام اصلی بازار فعلی روشن است: کاهش قیمت نفت لزوماً به معنای کاهش سریع نرخ‌های بهره نیست. تا زمانی که تورم، دستمزدها و داده‌های فعالیت اقتصادی نشانه‌ای قانع‌کننده از کاهش فشارهای تورمی ارائه نکنند، نرخ‌های یورو می‌توانند در سطوح نسبتاً بالایی باقی بمانند.

13 ساعت پیش
0 دقیقه
placeholderخروج عربستان از mBridge؛ تقویت خاموش نظام دلاری
• یادداشتها

خروج عربستان از mBridge؛ تقویت خاموش نظام دلاری

خروج عربستان سعودی از پروژه چینی ـ بین‌المللی mBridge احتمالاً در کوتاه‌مدت تأثیر محسوسی بر نرخ دلار، بازده اوراق خزانه‌داری آمریکا یا بازار جهانی ارز نخواهد داشت. بااین‌حال، از منظر راهبردی، این تصمیم اهمیت بسیار بیشتری دارد. خروج ریاض یکی از مهم‌ترین مشارکت‌کنندگان بالقوه در ایجاد یک جایگزین برای زیرساخت پرداخت‌های بین‌المللی تحت سلطه دلار را کنار می‌زند و از این منظر، می‌توان آن را تقویتی هرچند محدود برای جایگاه دلار دانست. البته mBridge یک پیمان یا کنوانسیون سنتی با هدف «حذف دلار» نبود. این پروژه زیر نظر بانک تسویه بین‌المللی (BIS) و با مشارکت چین، هنگ‌کنگ، تایلند و امارات متحده عربی برای بررسی پرداخت‌های برون‌مرزی با استفاده از ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی شکل گرفت. عربستان نیز در سال ۲۰۲۴ پس از مدتی حضور به‌عنوان ناظر، به‌عنوان مشارکت‌کننده کامل وارد پروژه شد. هدف mBridge ایجاد امکان تسویه مستقیم و تقریباً آنی میان کشورهای مشارکت‌کننده بود؛ بدون آنکه لزوماً به ساختار سنتی بانک‌های کارگزار بین‌المللی متکی باشد. از این منظر، mBridge صرفاً یک پروژه تکنولوژیک نبود؛ بلکه پیامد ژئوپلیتیکی بالقوه‌ای داشت. این زیرساخت می‌توانست در آینده نیاز به استفاده از دلار به‌عنوان ارز واسط در بخشی از تجارت بین‌المللی را کاهش دهد. برای مثال، در یک سناریوی توسعه‌یافته، یک شرکت سعودی می‌توانست معامله‌ای با یک شرکت چینی را مستقیماً از طریق زیرساخت ارزهای دیجیتال بانک‌های مرکزی تسویه کند، بدون آنکه الزاماً تراکنش از یک زنجیره پرداخت دلاری عبور کند. اما اکنون عربستان از این پروژه خارج شده است. بانک مرکزی عربستان، SAMA، اعلام کرده که این خروج بخشی از روند برنامه‌ریزی‌شده پروژه بوده است. بر اساس توضیحات این بانک، عربستان در ۱۳ مه ۲۰۲۵ مرحله اثبات مفهوم mBridge را تکمیل کرد و پس از آن مشارکت خود را پایان داد. گزارش Financial Times نیز حاکی از آن است که ریاض دیگر تمایلی نداشته است به‌صورت عمومی با این پروژه مرتبط باشد؛ هرچند منابع مطلع هشدار داده‌اند که نباید از این موضوع لزوماً نتیجه گرفت که فشار آمریکا عامل خروج عربستان بوده است. صرف‌نظر از انگیزه دقیق ریاض، پیام ژئوپلیتیکی این تصمیم قابل توجه است. عربستان یک اقتصاد معمولی در حال توسعه نیست. این کشور یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان نفت جهان است و جایگاه مرکزی در معماری مالی پیرامون تجارت جهانی انرژی دارد. بنابراین، نحوه تعامل آن با زیرساخت‌های مالی مبتنی بر دلار، از نظر نمادین و ژئوپلیتیکی اهمیت بیشتری از خروج یک اقتصاد کوچک‌تر دارد. این تصمیم همچنین پس از خروج بانک تسویه بین‌المللی از پروژه mBridge در سال ۲۰۲۴ رخ می‌دهد. بانک یادشده خروج خود را به‌عنوان عبور پروژه از مرحله توسعه و «فارغ‌التحصیل شدن» از پروژه توصیف کرده بود، نه شکست آن یا خروجی با انگیزه سیاسی. بااین‌حال، خروج BIS و سپس عربستان باعث می‌شود وزن حضور نهادهای نزدیک به ساختار مالی غرب در این پروژه کاهش پیدا کند. از این منظر، خروج عربستان را می‌توان یک عقب‌نشینی محدود برای توسعه زیرساخت‌های پرداخت جایگزین و در نتیجه، یک عامل مثبت هرچند کوچک برای ساختار دلاری دانست. البته اشتباه خواهد بود اگر این تحول را به معنای توقف روند کاهش وابستگی جهان به دلار تفسیر کنیم. سلطه دلار تنها به SWIFT وابسته نیست. سوئیفت اساساً یک شبکه پیام‌رسانی مالی است. قدرت اصلی دلار از شبکه بسیار گسترده‌ای از بازارهای مالی، مؤسسات مالی، روابط بانکی، وثیقه‌ها، نقدینگی و دارایی‌های دلاری ناشی می‌شود. بر اساس پیمایش سه‌سالانه بانک تسویه بین‌المللی در سال ۲۰۲۵، دلار آمریکا در ۸۹.۲ درصد از کل معاملات ارزی جهان در یک طرف معامله حضور داشته است؛ رقمی که در سال ۲۰۲۲ حدود ۸۸.۴ درصد بود. در همین دوره سهم یوان چین نیز به ۸.۵ درصد افزایش یافت. تصویر ذخایر ارزی نیز همچنان سلطه دلار را نشان می‌دهد. بر اساس داده‌های صندوق بین‌المللی پول، دلار در سه‌ماهه نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۵۷.۱۳ درصد از ذخایر رسمی ارزی جهان را تشکیل می‌داد. این ارقام نشان می‌دهند که یک پلتفرم پرداخت به‌تنهایی نمی‌تواند دلار را از جایگاه فعلی خود کنار بزند. قدرت دلار حاصل یک اکوسیستم عظیم از بازارهای مالی، نقدینگی، دارایی‌های امن، بانکداری بین‌المللی و بازار اوراق خزانه‌داری آمریکاست. بااین‌حال، زیرساخت پرداخت‌ها اهمیت دارد؛ زیرا می‌تواند به‌تدریج همین اکوسیستم را تغییر دهد. اگر چین، عربستان، امارات، روسیه و سایر اقتصادهای بزرگ در نهایت بتوانند شبکه‌های پرداخت به‌هم‌پیوسته‌ای ایجاد کنند که امکان تسویه حجم عظیمی از تجارت را مستقیماً با ارزهای محلی فراهم کند، نیاز به دلار به‌عنوان ارز واسط می‌تواند به‌تدریج کاهش پیدا کند. برای تحقق چنین تغییری، دلار لازم نیست ناپدید شود. حتی کاهش تدریجی استفاده از آن به‌عنوان ارز واسط پیش‌فرض می‌تواند بخشی از سلطه بین‌المللی آن را تضعیف کند. به همین دلیل خروج عربستان اهمیت دارد. این تصمیم چنین روندی را متوقف نمی‌کند، اما یکی از مسیرهای بالقوه کاهش وابستگی به دلار را دشوارتر می‌کند. این موضوع برای بازار نفت نیز اهمیت دارد. طی سال‌های اخیر، بخش مهمی از بحث «دلارزدایی» به این موضوع مربوط بوده که آیا صادرکنندگان بزرگ انرژی می‌توانند به‌تدریج تسویه معاملات نفتی خود را با ارزهایی غیر از دلار انجام دهند یا خیر. حضور عربستان در یک شبکه پرداخت دیجیتال جایگزین می‌توانست زیرساخت تکنولوژیک لازم برای چنین تغییری را تقویت کند. خروج ریاض، در مقابل، انتقال سریع به یک اکوسیستم بزرگ جایگزین برای پرداخت‌های نفتی را دشوارتر می‌کند. البته تصویر کلی همچنان پیچیده است. چین همچنان به دنبال بین‌المللی‌سازی یوان، گسترش توافق‌های سوآپ ارزی و توسعه زیرساخت‌های پرداخت جایگزین است. خود پروژه mBridge نیز با حضور اعضای باقی‌مانده ادامه دارد و در سال ۲۰۲۶ ماکائو نیز به این پلتفرم پیوسته است. بنابراین خروج عربستان را نباید پایان دلارزدایی دانست. بهتر است آن را یک توقف یا حتی عقب‌نشینی محدود در یکی از مسیرهای دلارزدایی در نظر گرفت. برای بازارهای مالی، تأثیر فوری این تحول احتمالاً محدود خواهد بود. اهمیت اصلی آن در سطح راهبردی است: یکی از مهم‌ترین صادرکنندگان نفت جهان تصمیم گرفته است دیگر به‌صورت عمومی در یکی از مهم‌ترین پروژه‌های تحت رهبری چین برای ایجاد جایگزینی در برابر معماری پرداخت‌های بین‌المللی موجود حضور نداشته باشد. این تصمیم جایگاه دلار را تقویت می‌کند، نه به این دلیل که عربستان ناگهان خرید دلار خود را افزایش داده است، بلکه به این دلیل که یکی از مسیرهای بالقوه برای کاهش نقش دلار در تسویه تجارت بین‌المللی اکنون ضعیف‌تر شده است. به بیان ساده‌تر: عربستان دلار را دوباره مسلط نکرده است؛ اما ظهور یک جایگزین معتبر برای دلار را کمی دشوارتر کرده است. و این تفاوت برای درک آینده نظام پولی جهان بسیار مهم است.

2 روز پیش
0 دقیقه
placeholderدلار، نفت و موقعیت های معاملاتی گرید از دید موسسه Danske
• یادداشتها

دلار، نفت و موقعیت های معاملاتی گرید از دید موسسه Danske

آخرین چشم‌انداز بازار ارز بانک Danske یک گفتمان اصلی نسبتاً روشن را نشان می‌دهد: ترکیب رشد مقاوم اقتصاد آمریکا، تشدید مجدد تورم انرژی و موضع انقباضی‌تر فدرال رزرو، محیطی مساعد برای دلار آمریکا ایجاد کرده است. هم‌زمان، شوک نفتی به یکی از مهم‌ترین کانال‌های انتقال در بازار ارز تبدیل شده، زیرا قیمت انرژی بر تورم، سیاست پولی بانک‌های مرکزی، تراز تجاری و در نهایت اختلاف نرخ‌های بهره تأثیر می‌گذارد. نتیجه این است که دلار می‌تواند حتی در شرایطی که چند اقتصاد بزرگ دیگر نیز با فشارهای تورمی خود مواجه هستند، همچنان قدرتمند باقی بماند. نقطه شروع این تحلیل، اقتصاد آمریکا است. موسسه دنسکه بانک معتقد است تقاضا در آمریکا همچنان قدرتمند است و عمدتاً از داخل اقتصاد تغذیه می‌شود، در حالی که رشد منطقه یورو بیشتر به عوامل خارجی وابسته است. فعالیت اقتصادی قوی آمریکا و بازار کار مقاوم این کشور از تداوم فشارهای تورمی حمایت خواهند کرد. این مسئله برای دلار اهمیت زیادی دارد، زیرا احتمال حرکت سریع فدرال رزرو به سمت سیاست‌های انبساطی را کاهش می‌دهد. این موسسه انتظار دارد فدرال رزرو چرخه انقباضی خود را ادامه دهد و در فصل‌های آینده نیز افزایش‌های بیشتری در نرخ بهره داشته باشد. بنابراین، این بانک انتظار دارد اختلاف سیاست پولی در نهایت به عاملی منفی برای EUR/USD تبدیل شود. در واقع، داستان اصلی دلار همین‌جاست: نرخ‌های بهره بالاتر آمریکا بازده نسبی دارایی‌های دلاری را افزایش می‌دهد و رشد بازده اوراق خزانه نیز جذابیت دلار را به‌عنوان ارز ذخیره و تأمین مالی افزایش می‌دهد. گزارش همچنین اشاره می‌کند که شوک اخیر انرژی موجب بازقیمت‌گذاری انقباضی انتظارات نرخ بهره در بانک‌های مرکزی بزرگ شده و بازده اوراق خزانه ۱۰ساله آمریکا را به بالاترین سطوح چند سال اخیر رسانده است. در نتیجه، EUR/USD همچنان واضح‌ترین نمودار برای نمایش این سناریو است. موسسه دنسکه انتظار دارد این جفت‌ارز از محدوده فعلی حدود 1.15، در سه ماه آینده به 1.14، در شش ماه به 1.13 و در افق ۱۲ماهه به 1.12 برسد. نکته مهم این است که این صرفاً داستان قدرت اقتصاد آمریکا نیست؛ بلکه هم‌زمان داستان تضعیف شرایط تجاری منطقه یورو نیز هست. اروپا به‌شدت به واردات انرژی وابسته است. بنابراین افزایش قیمت گاز طبیعی و فرآورده‌های نفتی هزینه واردات را بالا برده و عملاً بخشی از درآمد منطقه یورو را به صادرکنندگان انرژی منتقل می‌کند. موسسه یادشده معتقد است شرایط تجاری منطقه یورو اکنون در ضعیف‌ترین وضعیت خود از آغاز جنگ ایران قرار گرفته است. همین سازوکار در مورد GBP/USD نیز اهمیت دارد. بریتانیا با ترکیبی نامطلوب از تورم بالا و تضعیف بازار کار مواجه است. موسسه دنسکه انتظار دارد بانک مرکزی انگلستان برای مدت طولانی نرخ بهره را بدون تغییر نگه دارد، زیرا سیاست پولی در حال حاضر به اندازه کافی محدودکننده است؛ حتی اگر تورم همچنان بالا باقی بماند. این بانک پیش‌بینی می‌کند GBP/USD از حدود 1.33 فعلی به 1.31 طی سه ماه، 1.28 طی شش ماه و 1.27 طی ۱۲ ماه کاهش یابد. بنابراین، از دید این گزارش، در نهایت ترکیب نسبی سیاست پولی و رشد اقتصادی به نفع آمریکا خواهد بود و فشار نزولی بر پوند در برابر دلار ایجاد خواهد کرد. اما جفت ارز USD/JPY وضعیت پیچیده‌تری دارد. ژاپن به دلیل وابستگی بالا به واردات انرژی از افزایش قیمت نفت آسیب می‌بیند، اما بانک مرکزی ژاپن در مسیر انقباضی قرار گرفته است. موسسه دنسکه انتظار دارد بانک ژاپن طی ۱۲ ماه آینده دو افزایش ۲۵ واحد پایه‌ای دیگر در نرخ بهره انجام دهد و به همین دلیل پیش‌بینی می‌کند USD/JPY از حدود 158 فعلی به 142 کاهش یابد. این سناریو بر ترکیبی از افزایش نرخ بهره ژاپن، همگرایی تدریجی اختلاف نرخ بهره آمریکا و ژاپن، وارونه شدن معاملات Carry Trade و جریان بازگشت سرمایه به ژاپن استوار است. جفت ارز USD/CAD نمونه دیگری از تعامل مستقیم نفت و دلار است. افزایش قیمت نفت از طریق بهبود شرایط تجاری کانادا از دلار کانادا حمایت می‌کند و بنابراین بخشی از فشار صعودی USD/CAD را خنثی می‌سازد. با این حال، موسسه Danske انتظار دارد فدرال رزرو به افزایش نرخ بهره ادامه دهد، در حالی که بانک مرکزی کانادا نرخ‌ها را بدون تغییر نگه می‌دارد. در نتیجه، اختلاف سیاست پولی به نفع دلار آمریکا افزایش خواهد یافت. بر همین اساس، این بانک انتظار دارد USD/CAD در افق ۱۲ماهه به‌تدریج تا 1.46 افزایش پیدا کند؛ هرچند قیمت بالای نفت در کوتاه‌مدت همچنان یک عامل حمایتی برای دلار کانادا خواهد بود. با این حال، نفت ممکن است مهم‌ترین متغیری باشد که تمام این بازارها را به یکدیگر متصل می‌کند. موسسه دنسکه انتظار دارد برنت در سه‌ماهه چهارم ۲۰۲۶ و سه‌ماهه اول ۲۰۲۷ در محدوده ۱۰۰ دلار در هر بشکه باقی بماند و سپس در سال ۲۰۲۷ به‌تدریج به حدود ۸۵ دلار کاهش یابد. مشکل فوری، تشدید عدم توازن عرضه و تقاضا به دلیل اختلالات مرتبط با تنگه هرمز و کاهش ذخایر مازاد است. در عین حال، تقاضای جهانی نفت با وجود سیاست پولی انقباضی همچنان مقاوم باقی مانده است. نکته مهم برای بازار ارز این است که شوک نفتی می‌تواند هم‌زمان اثر مثبت و منفی بر دلار داشته باشد. تداوم شوک نفتی تورم را افزایش می‌دهد و می‌تواند بانک‌های مرکزی را مجبور کند سیاست پولی محدودکننده خود را حفظ کنند؛ این مسئله از بازده اوراق و در نتیجه از دلار حمایت می‌کند. اما در عین حال، نفت گران به اقتصادهای واردکننده انرژی، به‌ویژه اروپا و بخش‌هایی از آسیا، آسیب می‌زند و ارزهای آنها را در برابر دلار تضعیف می‌کند. از سوی دیگر، اگر بحران هرمز به‌طور محسوسی کاهش یابد یا دلار به شکل قابل توجهی تقویت شود، قیمت نفت می‌تواند سریع‌تر کاهش پیدا کند. موسسه دنسکه مشخصاً بازگشایی تنگه هرمز و تقویت قابل توجه دلار را از ریسک‌های نزولی نفت می‌داند، در حالی که اختلالات جدید می‌تواند قیمت نفت را بالاتر ببرد. در مجموع، پیام بزرگ‌تر این گزارش را می‌توان به شکل یک چرخه بازخوردی در نظر گرفت: اختلال ژئوپلیتیکی باعث افزایش قیمت نفت می‌شود؛ نفت گران‌تر تورم را افزایش می‌دهد؛ تورم چسبنده بانک‌های مرکزی را به حفظ سیاست‌های انقباضی وادار می‌کند؛ نرخ‌های بهره بالاتر آمریکا از دلار حمایت می‌کنند؛ و دلار قوی‌تر نیز در نهایت فشار بیشتری بر تقاضای نفت و ارز کشورهای بزرگ واردکننده انرژی ایجاد می‌کند. تا زمانی که شوک انرژی به‌طور معناداری فروکش نکند، این سازوکار می‌تواند یک پایه کلان نسبتاً پایدار برای قدرت دلار در فصل‌های آینده ایجاد کند. پیشنهادهایی برای معاملات گرید بر اساس نرخ های برآوردی موسسه Danske، جدول زیر می تواند به عنوان مبنایی برای معاملات گرید میان مدت به بالا مدنظر قرار بگیرد: بر اساس جدول فوق، گرید فروش GBP/JPY بهترین گزینه محسوب می شود و تا 1 سال آینده میتواند دستکم 14% افت کند که عدد قابل توجهی است و با توجه به منطق گرید، می تواند سود خوبی در صورت صحت تحلیل ایجاد نماید. از دید تکنیکالی و الیوتی نیز نرخ GBP/JPY در سقف کانالهای بلندمدتی هفتگی و روزانه اش قرار دارد و این در کنار موج شماری ارائه شده می تواند به منزله یک افت سنگین در ماههای پیش رو تا کف موج 4 باشد که با تارگت 181 ارائه شده از سوی Danske Bank همخوانی کامل دارد: تنظیمات پیشنهادی برای اکسپرت گرید در صورت ابزار تمایل ارسال خواهدشد.

3 روز پیش
0 دقیقه
مشاهده همه
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید