در هفتهای که گذشت، سرمایهگذاران بخش شرکت های نرم افزاری بیش از ۴۰۰ میلیارد دلار از ارزش خود را از دست دادند. دلیل این افت، درک ناگهانی جامعه سرمایه گذاری از توان بالقوه هوش مصنوعی برای جایگزینی صنایع سنتی، به ویژه حوزه نرمافزار، بود. زیرشاخص S&P 500 برای شرکتهای نرمافزاری و خدماتی، تنها در یک هفته، حدود یک تریلیون دلار از ارزش خود را از دست داد. این تغییر ناگهانی ناشی از معرفی ابزارهای جدید توسط شرکت Anthropic بود؛ ابزارهایی که پتانسیل «کشتن نرمافزار» و تغییر بازی در این صنعت را داشتند.
یکی از این ابزارها، Claude Code، وعده نوشتن کد به جای کاربران را میدهد و عملاً امکان تولید نرمافزار بهصورت فوری و بدون نیاز به برنامهنویس انسانی را فراهم میکند. ابزار دیگر، Cowork، مجموعهای از پلاگینها ارائه میکند که به هوش مصنوعی کمک میکند مانند یک همکار تماموقت عمل کند. این دو محصول، برای بسیاری از سرمایهگذاران، تصویری از «سناریوی آخرالزمانی» صنعت نرمافزار ایجاد کردند؛ صنعتی ۱.۲ تریلیون دلاری که اکنون از این زاویه تهدید میشود که کاربران بتوانند ابزارهای خود را بدون نیاز به مشارکت شرکتهای نرم افزاری و برنامه نویسی تولید کنند.
با وجود این، تحلیلگران و مدیران ارشد نرمافزار هشدار میدهند که این ترسها بیش از حد اغراقآمیز هستند. واقعیت این است که کدنویسی ارزان میشود، اما ارزش زمینه و تجربه همچنان بالا است. دادههای مشتریان و دههها تجربه یک شرکت، چیزی نیست که بتوان با یک مدل زبانی بزرگ (LLM) جایگزین کرد. به همین دلیل، شرکتهای بزرگ و قدیمی همچنان مزیت رقابتی دارند و جایگزینی آنها آسان نخواهد بود.
با این حال، این تغییرات یک پیام واضح برای شرکتهای نرمافزاری و فروشندگان آنها دارد: اکنون زمان اندیشین به فرصتها است، نه ترسیدن از نابودی. کاهش ارزش بازار سهام نرمافزاری، قیمتها را جذاب کرده و خریداران بالقوه اکنون به دنبال خرید ابزارها و خدمات با هزینه کمتر هستند. شرکتهایی که بتوانند محصولات هوش مصنوعی خود را بهعنوان افزاینده بهرهوری و کاهش هزینه ارائه دهند، میتوانند سهم قابل توجهی از بازار را تصاحب کنند.
در همین راستا بد نیست نگاهی به نمودار هفتگی سهام شرکت معظم Microsoft بیاندازیم.
چنانچه در نمودار میبینید، به نظر می رسد که یک حرکت 17 ساله صعودی از کف های سال 2009 در قالب یک حرکت 5-موحی رو به پایان است. برای اطمینان یافتن بیشتر از برگشت روند صعودی، لازم است که ابتدا کانال صعودی کم عرض و سپس کانال اصلی صعودی شکسته بشوند که در این صورت تارگت حداقلی ریزش آتی کف موج 4 در سطح 220 دلار می باشد. به عبارت دیگر از قیمتهای کنونی در سطح 401 دلار، یک پتانسیل ریزش 45 درصدی در نمودار مایکروسافت وجود دارد که میتواند مورد توجه فروشندگان قرار بگیرد. (شاید در کپی ترید ویژه مان در بخش سهام این سهم را به صورت درازمدت بفروشیم.)
از سوی دیگر، شغل برنامهنویسی نیز در معرض تغییر بنیادین است. با ابزارهایی مانند Claude Code، بسیاری از وظایف تکراری و ساده برنامهنویسان به هوش مصنوعی واگذار خواهد شد. این بدان معناست که برنامهنویسانی که مهارتهای خود را به تحلیل داده، طراحی محصول و مدیریت پروژههای پیچیده سوق ندهند، ممکن است جایگاه شغلی خود را از دست بدهند. اما همین تغییر، فرصتهای جدیدی را برای فروش نرمافزارهای هوشمند و خدمات مشاورهای ایجاد میکند، چرا که شرکتها به کمک نیاز دارند تا هوش مصنوعی را در سیستمهای خود بهدرستی پیادهسازی کنند.
در نتیجه، افول احتمالی شغل برنامهنویسی و تهدید صنایع سنتی، در واقع دروازهای برای فرصتهای فروش نوآورانه و رشد شرکتهای نرمافزاری است. شرکتهایی که بتوانند ارزش واقعی هوش مصنوعی را به مشتریان نشان دهند و همزمان تجربه و زمینه انسانی را با ابزارهای خود ترکیب کنند، میتوانند در عصر تغییرات سریع فناوری، برنده اصلی باشند. سرمایهگذاران و مدیران نیز باید با واقعبینی به بازار نگاه کنند؛ زیرا تاثیر واقعی هوش مصنوعی بر نرمافزار، بیشتر تدریجی و پراکنده خواهد بود تا یک فروپاشی ناگهانی.