انتخاب کوین وارش به عنوان رییس FOMC و ریزش طلا و نقره

انتشار
۲ روز پیش
مطالعه
10
تعداد بازدید
24

حرفه‌ای‌تر آموزش ببین

بیشتر سود کن

دوره‌های آموزشی

لیست برنامه‌های پخش زنده

ببا موضوعات مختلف بررسی مارکت از دیدگاه پرایس اکشن، تحلیل بازارهای فارکس، طلا و سهام از دیدگاه اقتصاد کلان

مشاهده

ریزش سنگین قیمت طلا و نقره همزمان با تقویت قابل توجه دلار در اواخر هفته گذشته را نمی‌توان صرفاً یک نوسان کوتاه‌مدت بازار دانست؛ بلک این حرکت تا حد زیادی بازتاب انتظارات جدید از مسیر سیاست پولی آمریکا و احتمال تغییر رهبری فدرال رزرو است. مطرح شدن نام کوین وارش به‌عنوان گزینه اصلی ریاست فدرال رزرو از سوی دونالد ترامپ، چارچوب تحلیلی تازه‌ای برای سرمایه‌گذاران ایجاد کرده که مستقیماً بازار فلزات گران‌بها و ارز را تحت تأثیر قرار داده است.

 

وارش نماینده یک رویکرد خاص در سیاست پولی است: او منتقد دوره طولانی سیاست‌های فوق‌انبساطی فدرال رزرو پس از بحران‌هاست و معتقد است ترازنامه عظیم بانک مرکزی به بی‌ثباتی ساختاری در بازار دارایی‌ها دامن زده است. از نگاه بازار، ورود او به رأس فدرال رزرو به معنای احتمال بازتعریف رابطه بین نقدینگی، نرخ بهره و ثبات مالی است. همین انتظار، رفتار معامله‌گران در بازار طلا و نقره را تغییر داده است.

 

فلزات گران‌بها اساساً دارایی‌هایی هستند که در محیط بی‌اعتمادی پولی رشد می‌کنند. زمانی که سرمایه‌گذاران تصور می‌کنند بانک مرکزی بیش از حد پول خلق می‌کند یا تورم از کنترل خارج می‌شود، طلا و نقره نقش پناهگاه ارزش را بازی می‌کنند. اما دیدگاه وارش دقیقاً خلاف این سناریو را القا می‌کند: او بر انضباط پولی، کوچک‌سازی ترازنامه فدرال رزرو و بازگشت به چارچوبی قابل پیش‌بینی‌تر تأکید دارد. این پیام برای بازار به معنی کاهش ریسک تورم ساختاری و تقویت اعتبار دلار استدو عاملی که به‌طور مستقیم جذابیت طلا و نقره را تضعیف می‌کند.

 

عامل مهم‌تر، برداشت بازار از نگاه وارش به بهره‌وری و فناوری است. او بارها استدلال کرده که موج جدید بهره‌وری ناشی از هوش مصنوعی می‌تواند فشارهای تورمی را مهار کند، حتی در شرایط نرخ بهره پایین‌تر. اگر سرمایه‌گذاران این سناریو را باور کنند، نتیجه آن یک پارادوکس ظاهری است: دلار قوی‌تر در کنار نرخ بهره‌ای که لزوماً بالا نمی‌ماند. دلیلش ساده استدلار نه فقط از نرخ بهره، بلکه از اعتماد به چارچوب نهادی و ثبات سیاست پولی قدرت می‌گیرد. وقتی بازار انتظار یک بانک مرکزی منضبط‌تر را دارد، تقاضا برای دارایی دلاری افزایش می‌یابد.

 

در چنین محیطی، نگهداری طلا و نقره هزینه فرصت بالاتری پیدا می‌کند. فلزات گران‌بها سود نقدی تولید نمی‌کنند؛ بنابراین وقتی چشم‌انداز دلار قوی‌تر و سیاست پولی قابل اعتمادتر شکل می‌گیرد، سرمایه به سمت دارایی‌های مالی دلاریاوراق خزانه، سهام فناوری و بازارهای اعتباریحرکت می‌کند. این جابه‌جایی سرمایه همان چیزی است که به صورت فشار فروش سنگین در بازار طلا و نقره دیده شد.

 

به بیان دیگر، بازار در حال قیمت‌گذاری یک تغییر رژیم پولی است. حتی پیش از آنکه وارش رسماً منصوب شود، صرف احتمال حضور او کافی بوده تا انتظارات تورمی تعدیل شود و دلار به‌عنوان لنگر ثبات دوباره جذاب شود. ریزش فلزات گران‌بها در این چارچوب نه یک اتفاق تصادفی، بلکه واکنش منطقی بازار به چشم‌انداز بازگشت اقتدار پولی دلار استسناریویی که اگر تثبیت شود، می‌تواند مسیر بلندمدت بازارهای کالایی را نیز بازتعریف کند.

 

 

# بدون برچسب
شما برامون بنویسید :