ترجمه ای است از مقاله اکونومیست
عصر دلار ناپایدار و در حال سقوط فرا رسیده است و دارندگان داراییهای آمریکایی باید به آن عادت کنند
۵ فوریه ۲۰۲۶ – ساعت ۱۳:۴۸
در طول سال گذشته، دونالد ترامپ با اعمال تعرفهها متحدان آمریکا را تحت فشار گذاشت، فدرال رزرو را مورد حمله قرار داد و کسری بودجه را صرفاً بهعنوان یک موضوع حاشیهای تلقی کرد. با این حال، بیشتر بازارهای دارایی بدون نگرانی به کار خود ادامه دادهاند. در ۱۲ ماه گذشته، شاخص سهام S&P 500 حدود ۱۴٪ رشد کرده است، زیرا سرمایهگذاران به سمت هوش مصنوعی (AI) هجوم بردهاند. رشد اقتصادی آمریکا هنوز مورد تحسین جهانیان است و بازده اوراق قرضه 10-ساله که باید با افزایش ریسک تورم یا احتمال نکول بالا برود، ۴.۳٪ است که کمتر از زمانی است که ترامپ سوگند یاد کرد.
با این حال، اگر دقیق نگاه کنیم، تصویر تاریکتر و پیچیدهتر است. از ژانویه ۲۰۲۵، دلار حدود 10 درصد ارزش خود را در برابر سبد گستردهای از ارزها از دست داده است. در نتیجه، از نظر ارزهای خارجی، عملکرد داراییهای آمریکایی ضعیف بوده است. برای مثال، وقتی با یورو سنجیده شود، سهام آمریکا در یک سال گذشته تقریباً رشدی نداشته است.
سقوط دلار تا حدی بازتاب کاهش فاصله نرخ بهره بین آمریکا و سایر کشورهاست. با این حال، نهادهای آمریکایی نیز منبع نگرانی هستند. شوکها و وحشتهای سرمایهگذاران (نسبت به سیاست های دولت آمریکا) رایجتر شده است؛ مانند آوریل ۲۰۲۵ و پس از اعلام تعرفههای «روز آزادی» توسط ترامپ. در چنین لحظاتی، سرمایهگذاران از داراییهای آمریکایی فرار میکنند و ارزش اوراق قرضه، سهام و ارز همزمان کاهش مییابد. این وضعیت که معمولاً در کشورهای در حال توسعه موسوم به بازارهای نوظهور دیده میشود، در 7 هفته از ۵۲ هفته گذشته رخ داده است؛ یعنی حدود 3 برابر بیشتر از دهه گذشته.
وقتی ترامپ از افکار جنونآمیز خود عقبنشینی میکند، وضعیت به حالت عادی برمیگردد. اما این شوکها نمایی از دنیایی وارونه ارائه میدهند که در آن داراییهای دلاری دیگر امن نیستند. این چشمانداز هشداردهندهای است، زیرا دلار ارز ذخیره جهانی است و خارجیها داراییهای بیشتری در آمریکا دارند تا آمریکاییها در خارج، یعنی معادل ۸۹٪ تولید ناخالص داخلی آمریکا. همزمان، قیمت طلا به حدود ۵۰۰۰ دلار رسیده که حدود ۷۵٪ نسبت به سال گذشته افزایش یافته است و باعث شده برخی گمانهزنی کنند که سرمایهگذاران در حال محافظت از خود در برابر کاهش ارزش دلار و ریسکهای دیگر هستند.
این وضعیت باید افرادی را که فکر میکنند قدرت مالی آمریکا شکستناپذیر است، به تأمل وادارد. نمونه اخیر بازگشت ظاهری به وضعیت عادی، اعلام ترامپ در ۳۰ ژانویه بود که کوین وارش را برای رهبری فدرال رزرو معرفی کرد. وارش یک بانکدار مرکزی با تجربه است که ارتباطاتش در والاستریت به فدرال رزرو در بحران مالی جهانی ۲۰۰۷-۲۰۰۹ کمک کرد. سوابق او در سیاست پولی نشاندهنده مواضع سختگیرانه است، نه تضعیفکننده. معرفی او باعث شد دلار افزایش و قیمت طلا کاهش یابد. وارش نسبت به کوین هاسِت، مشاور چاپلوس کاخ سفید و نامزد محتمل قبلی برای ریاست فدرال رزرو، تکنوکراتتر و کمتر تحت تاثیر جریانات سیاسی است.
با این حال، این جهش کوچک نمیتواند تصویر بزرگ را تغییر دهد. تنها در یک ماه گذشته، که ترامپ گرینلند را تهدید کرده بود، دلار ۱.۵٪ کاهش و طلا ۱۴٪ افزایش یافته است. تاریخچه اقدامات و موضع گیری های کوین وارش نشاندهنده سیاستهای سختگیرانه است، اما او در دوران جستجوی ترامپ برای یافتن نامزد ریاست فدرال رزرو، به کاهش نرخ بهره تغییر رویه داده است.
وارش دو دلیل اصلی برای تسهیل پولی دارد: اول اینکه هوش مصنوعی باعث جهش بهرهوری میشود و رشد سریع اقتصادی را ممکن میسازد در حالی که تورم کاهش مییابد. درست است که افزایش تولید میتواند فشار بر قیمتها بیاورد و دادههای اخیر بهرهوری امیدوارکننده است. اما رشد بهرهوری همچنین سرمایهگذاری را تشویق میکند—مثلاً در مراکز داده—و بازارهای سهام صعودی و خوشبینی اقتصادی باعث افزایش هزینه مصرفکننده میشوند. تب AI، اگر ادامه یابد، احتمالاً نرخ بهره را بالا میبرد نه پایین. در دوران رونق داتکام ۱۹۹۰ نیز فدرال رزرو تصور میکرد که بهرهوری نرخها را پایین نگه میدارد، اما در پایان دهه نظر خود را تغییر داد.
وارش همچنین معتقد است که فدرال رزرو میتواند اثر محرک کاهش نرخها را با فروش داراییهای بلندمدت خنثی کند و در واقع بهطور همزمان گاز و ترمز را فشار دهد. فدرال رزرو ممکن است واقعاً نیاز به کوچک کردن ترازنامه داشته باشد، اگرچه این به معنی تغییر اساسی سیستم پولی است. در اوایل دهه ۲۰۱۰، وارش اشتباهاً هشدار داده بود که خرید داراییها باعث تورم بالا میشود؛ امروز او ادعا میکند که فروش آنها باعث کاهش تورم خواهد شد. ولی در واقع باید گفت که اثر چنین اقدامی اندک خواهد بود.
اگر رئیس جدید فدرال رزرو پس از تأیید، همکاران خود را به کاهش شدید نرخها متقاعد کند، احتمالاً این کار بهموقع نخواهد بود. با تورم ۲.۸٪، آمریکا هنوز بالاتر از هدف ۲٪ است. امسال کاهش مالیات و به زودی بازپرداخت مالیاتی ارائه میشود که محرکی معادل ۰.۳٪ تولید ناخالص داخلی دارد. اگر دادگاه عالی بسیاری از تعرفههای ترامپ را غیرقانونی اعلام کند، بازپرداختهایی معادل ۰.۵٪ تولید ناخالص داخلی ممکن است دنبال شود. این محرکهای ترکیبی مالی و پولی میتواند تورم بیشتری ایجاد کند و بر داراییهای دلاری فضای بیشتری از تردید و بدبینی بیفزاید.
آمریکا چقدر میتواند شانس خود را امتحان کند؟ واقعیت این است که اکنون آمریکا خوششانس است که سرمایهگذاران جهانی گزینههای کمی جز نگه داشتن دلار دارند. فلزات گرانبها جایگزین مناسبی برای ارز سخت نیستند و هیچ اوراقی به حجم، نقدشوندگی و امنیت قانونی اوراق خزانه نزدیک هم نمیشود. خارجیها احتمالاً سهام گران آمریکا را رها میکنند تا اوراق آن را—و نوسانات اخیر سهام فناوری نشان میدهد که این تغییرات چقدر سریع رخ میدهند. با اینکه بانکهای مرکزی ذخایر خود را متنوع کردهاند، سهم دلار در بانکداری فرامرزی، صدور صورتحسابهای تجاری، بدهی جهانی و معاملات ارزی همچنان غالب است.
سقوط دلار
همه اینها محافظی در برابر فروپاشی دلار است. با این حال، سیاستگذاری ناپایدار و نرخ ارز در حال سقوط، نگه داشتن دلار را پرریسکتر از دههها کرده است. حتی اگر وارش درباره تورم درست گفته باشد، کاهش نرخ بهره، ارز را بیشتر تضعیف خواهد کرد. دلار هنوز مسیر طولانی برای سقوط دارد. با وجود کاهش اخیر، دلار از میانگین بلندمدت خود بهصورت واقعی بالاتر است و طبق شاخص Big Mac، نسبت به اکثر ارزها بیش از حد ارزشگذاری شده است.
کمبود جایگزین برای دلار، سرمایهگذاران خارجی را به تحمل زیان محکوم میکند—و باید به سرمایهگذاران آمریکایی نسبت به احتمال ظهور یک جایگزین برای دلار هشدار دهد. همه باید برای از دست رفتن امنیت داراییای که روزگاری پناهگاه سرمایهگذاران بود، اندوهگین شوند، زیرا اکنون با ریسکهایی آلوده شده که کل جهان باید آنها را تحمل کند.