در سالهای گذشته هرگونه تهدید علیه تنگه هرمز تقریباً بهطور خودکار با جهش شدید قیمت نفت همراه بود. دلیل آن روشن بود؛ حدود یکپنجم تجارت دریایی نفت جهان از این گذرگاه عبور میکند و هرگونه اختلال در آن، نگرانی از کمبود عرضه را افزایش میدهد. با این حال، ساختار بازار جهانی نفت در سالهای اخیر تغییر کرده و اکنون یک متغیر جدید در معادله ظاهر شده است:
رفتار وارداتی چین.
چین که بزرگترین واردکننده نفت خام جهان است، دیگر صرفاً یک مصرفکننده منفعل نیست، بلکه به بازیگری تبدیل شده که میتواند شدت نوسانات بازار را تعدیل کند. گزارش نیکی آسیا نشان میدهد که چین در دورههای شوک عرضه، نقش «واردکننده نوسانی» (Swing Importer) را ایفا میکند؛ به این معنا که با کاهش موقت خریدهای خود، بخشی از کمبود عرضه جهانی را جبران کرده و از تشدید افزایش قیمتها جلوگیری میکند.
این توانایی از چند عامل ناشی میشود.:
نخست، چین طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری عظیمی در ایجاد ذخایر استراتژیک و تجاری نفت انجام داده است. هنگامی که قیمتها افزایش مییابد یا مسیرهای عرضه با تهدید مواجه میشوند، پکن میتواند برای هفتهها یا حتی چند ماه بخشی از نیاز پالایشگاههای خود را از این ذخایر تأمین کند. در چنین شرایطی، کاهش واردات به معنای کاهش مصرف داخلی نیست، بلکه صرفاً جایگزینی نفت وارداتی با نفت ذخیرهشده است.
عامل دوم، انعطاف در مدیریت ذخایر تجاری است. چین در دورههای قیمت پایین، معمولاً بیش از نیاز روزانه خود نفت خریداری کرده و مخازن را پر میکند. اما در دورههای افزایش قیمت، این روند متوقف میشود و حتی بخشی از ذخایر مصرف میشود. در نتیجه، واردات کاهش مییابد، بدون آنکه فشار قابلتوجهی بر فعالیتهای اقتصادی وارد شود.
از سوی دیگر، پالایشگاههای چینی نیز انعطاف عملیاتی بالایی دارند. بسیاری از آنها میتوانند برنامه تعمیرات یا کاهش موقت ظرفیت تولید را با شرایط بازار هماهنگ کنند. علاوه بر این، تنوع منابع تأمین نفت از روسیه، آسیای مرکزی و سایر تولیدکنندگان غیرخلیج فارس نیز وابستگی کامل چین به نفت عبوری از تنگه هرمز را کاهش داده است.
این تحول، پیامدهای مهمی برای بازار جهانی نفت دارد. در گذشته، کاهش عرضه از خلیج فارس تقریباً به همان میزان باعث افزایش قیمت میشد، زیرا تقاضا در کوتاهمدت انعطاف چندانی نداشت. اما اکنون، کاهش چندصد هزار بشکهای واردات چین میتواند بخشی از این شکاف را پر کند و از شکلگیری موجهای شدید سفتهبازی جلوگیری کند. به بیان دیگر، چین علاوه بر اینکه بزرگترین خریدار نفت جهان است، به یکی از ابزارهای تثبیت بازار نیز تبدیل شده است.
البته این نقش محدودیتهای مهمی نیز دارد. ذخایر استراتژیک چین نامحدود نیست و اگر تنگه هرمز برای چندین ماه بهطور کامل بسته بماند یا صادرات کشورهای حوزه خلیج فارس به مدت طولانی متوقف شود، پکن نیز ناچار خواهد شد با کاهش واقعی مصرف، افزایش هزینههای انرژی و فشار بر صنایع خود کنار بیاید. بنابراین، توانایی چین بیشتر برای مدیریت شوکهای کوتاهمدت و میانمدت کاربرد دارد، نه بحرانهای طولانیمدت.
در مجموع، یکی از مهمترین تغییرات بازار نفت در دهه اخیر این است که دیگر تنها عرضهکنندگان بزرگ مانند عربستان سعودی یا تولیدکنندگان شیل آمریکا بر قیمتها اثر تعیینکننده ندارند. اکنون رفتار خرید بزرگترین واردکننده جهان نیز به همان اندازه اهمیت یافته است. این تحول باعث شده تهدیدهایی مانند اختلال در تنگه هرمز، هرچند همچنان خطرناک، اما نسبت به گذشته تأثیر کمتری بر جهش پایدار قیمت نفت داشته باشند؛ موضوعی که میتواند بخشی از اهرم فشار کشورهای صادرکننده نفت در بحرانهای ژئوپلیتیکی را نیز تضعیف کند.