یادداشتها

تخریب تقاضا در بازار نفت و انرژی های جایگزین

انتشار

6 ساعت پیش

مطالعه

0 دقیقه

placeholderتخریب تقاضا در بازار نفت و انرژی های جایگزین

 

یکی از مهم‌ترین مفاهیم برای درک بازار نفت در شرایط یک شوک بزرگ ژئوپلیتیکی در سمت عرضه، «تخریب تقاضا» (Demand Destruction) است. این مفهوم همچنین یکی از دلایل اصلی آن است که چرا قیمت نفت با وجود ابعاد گسترده اختلال فعلی، به اندازه‌ای که ممکن است انتظار داشته باشیم افزایش نیافته است.

 

بر اساس برآوردهای موسسه  JPMorgan، در جریان جنگ ایران حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز از عرضه جهانی نفت مختل شده است. با این حال، ذخایر جهانی نفت خام و فرآورده‌های پالایشی تنها حدود ۵۵۵ میلیون بشکه کاهش یافته‌اند؛ رقمی که بسیار کمتر از برآورد اولیه این بانک است. هم‌زمان، تقاضای جهانی نفت حدود ۴.۴ میلیون بشکه در روز پایین‌تر از سطح یک سال قبل قرار دارد. به گفته JPMorgan، بازار توانسته یک شوک عظیم در سمت عرضه را جذب کند، زیرا بخش بسیار بیشتری از این شوک از طریق «تخریب تقاضا» و بخش بسیار کمتری از طریق کاهش ذخایر جذب شده است.

 

اما تخریب تقاضا دقیقاً چیست؟

به زبان ساده، تخریب تقاضا زمانی اتفاق می‌افتد که قیمت‌های بالا، کمبود یا اختلال اقتصادی، مصرف‌کنندگان و کسب‌وکارها را مجبور می‌کند نفت کمتری مصرف کنند.

 

برای نمونه، بنزین را در نظر بگیرید. اگر قیمت بنزین به‌طور متوسط افزایش پیدا کند، مصرف‌کنندگان ممکن است هزینه اضافی را بپذیرند. اما اگر قیمت‌ها برای مدت طولانی در سطوح بسیار بالا باقی بمانند، رفتار مصرف‌کنندگان تغییر می‌کند. مردم کمتر رانندگی می‌کنند، چند سفر را در یک سفر ادغام می‌کنند، بیشتر از حمل‌ونقل عمومی استفاده می‌کنند، سفرهای غیرضروری را به تعویق می‌اندازند، خودروهای کم‌مصرف‌تر خریداری می‌کنند یا روند حرکت به سمت خودروهای برقی را سرعت می‌بخشند. تمام این واکنش‌ها به معنای کاهش مصرف فرآورده‌های نفتی است.

 

همین فرآیند در حمل‌ونقل تجاری نیز رخ می‌دهد. افزایش قیمت گازوئیل هزینه فعالیت کامیون‌ها، اتوبوس‌ها، کشتی‌ها و سایر وسایل نقلیه سنگین را افزایش می‌دهد. شرکت‌های حمل‌ونقل در واکنش، مسیرها را بهینه می‌کنند، محموله‌ها را تجمیع می‌کنند، فعالیت‌های کم‌حاشیه را کاهش می‌دهند و در نهایت بخشی از هزینه‌های بالاتر را به مصرف‌کنندگان منتقل می‌کنند. هرچه حمل‌ونقل گران‌تر شود، تقاضا برای کالاها و خدماتی که نیازمند حمل‌ونقل هستند نیز می‌تواند کاهش پیدا کند.

 

هواپیمایی نمونه دیگری است. شرکت‌های هواپیمایی نمی‌توانند افزایش شدید قیمت سوخت جت را نادیده بگیرند. آنها ممکن است قیمت بلیت‌ها را افزایش دهند، تعداد پروازها را کاهش دهند، مسیرهای کم‌تقاضا را لغو کنند یا از هواپیماهای کم‌مصرف‌تر استفاده کنند. در نهایت، افزایش قیمت بلیت موجب کاهش تقاضای مسافران و در نتیجه کاهش مصرف سوخت جت می‌شود.

 

این پدیده در صنعت می‌تواند حتی اثر ثانویه قوی‌تری ایجاد کند. نفت و فرآورده‌های نفتی در بسیاری از فرآیندهای صنعتی به‌عنوان نهاده مورد استفاده قرار می‌گیرند. هنگامی که هزینه انرژی به اندازه کافی افزایش پیدا کند، کارخانه‌ها ممکن است تولید خود را کاهش دهند، برنامه‌های توسعه را به تعویق بیندازند یا موقتاً فعالیت‌های انرژی‌بر را متوقف کنند. کاهش فعالیت صنعتی نیز به معنای کاهش مصرف نفت است.

 

این مسئله یک مکانیسم بازخورد مهم در بازار نفت ایجاد می‌کند:

شوک عرضه ابتدا قیمت‌ها را افزایش می‌دهد. قیمت‌های بالاتر سپس بخشی از تقاضایی را که در وهله اول موجب کمبود شده بود از بین می‌برند. با کاهش تقاضا، کسری فیزیکی بازار کوچک‌تر می‌شود. در نتیجه، برای جذب کل شوک عرضه نیازی به کاهش به همان اندازه بزرگ در ذخایر نیست.

 

موسسه JPMorgan  می گوید به نظر می‌رسد دقیقاً همین اتفاق اکنون در حال رخ دادن است.  طبق تحلیل این موسسه قیمت برنت از آغاز جنگ به‌طور متوسط حدود ۹۴ دلار بوده است؛ رقمی که با توجه به ابعاد عظیم اختلال در عرضه، نسبتاً محدود محسوب می‌شود. این بانک بخشی از این واکنش نسبتاً محدود قیمت را به نقش بسیار بزرگ‌تر تخریب تقاضا نسبت می‌دهد.

 

البته تخریب تقاضا محدودیت‌هایی نیز دارد:

در کوتاه‌مدت، تقاضای نفت نسبتاً کم‌کشش است، زیرا مردم و شرکت‌ها نمی‌توانند خودروها، کامیون‌ها، هواپیماها، کشتی‌ها و ماشین‌آلات صنعتی خود را بلافاصله با گزینه‌های دیگری جایگزین کنند. همین مسئله می‌تواند موجب جهش شدید اولیه قیمت نفت شود. اما با گذشت زمان، کشش تقاضا افزایش پیدا می‌کند. مصرف‌کنندگان رفتار خود را تغییر می‌دهند. شرکت‌ها شبکه‌های لجستیکی خود را بازطراحی می‌کنند. صنایع شدت مصرف انرژی خود را کاهش می‌دهند. دولت‌ها ذخایر استراتژیک را آزاد می‌کنند یا استفاده از سوخت‌های جایگزین را تشویق می‌کنند.

 

همچنین سرمایه‌گذاری در انرژی‌های جایگزین افزایش می‌یابد. به همین دلیل، یک شوک نفتی طولانی‌مدت می‌تواند در نهایت برای تولیدکنندگان نفت نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. هرچه قیمت نفت برای مدت طولانی‌تری بالا بماند، انگیزه برای کاهش وابستگی به نفت نیز بیشتر می‌شود.

 

بحران ژئوپلیتیکی کنونی بنابراین می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از قیمت لحظه‌ای نفت برنت داشته باشد. اگر جنگ و اختلال در مسیرهای اصلی انتقال انرژی ادامه پیدا کند، دولت‌ها و شرکت‌ها انگیزه بیشتری برای متنوع‌سازی زنجیره‌های تأمین، افزایش ذخایر استراتژیک، برقی‌سازی حمل‌ونقل و سرمایه‌گذاری در منابع انرژی داخلی یا جایگزین خواهند داشت.

 

این گذار هم‌اکنون نیز قابل اندازه‌گیری است. آژانس بین‌المللی انرژی برآورد می‌کند که خودروهای برقی در سال ۲۰۲۵ حدود ۱.۷ میلیون بشکه در روز از تقاضای نفت را حذف کرده‌اند. بر اساس سناریوی سیاست‌های فعلی این آژانس، این رقم می‌تواند تا سال ۲۰۳۰ به حدود ۵ میلیون بشکه در روز و تا سال ۲۰۳۵ به حدود ۹ میلیون بشکه در روز برسد.

 

اینجا یک پارادوکس استراتژیک مهم شکل می‌گیرد:

تلاش طولانی‌مدت هر تولیدکننده بزرگ یا بازیگر ژئوپلیتیکی برای استفاده از اختلال در عرضه نفت به‌عنوان ابزار فشار، می‌تواند انگیزه مصرف‌کنندگان و کشورهای واردکننده را برای کاهش وابستگی به نفت افزایش دهد. هرچه نفت به‌عنوان منبعی برای تأمین امنیت انرژی غیرقابل‌اعتمادتر شود، منطق اقتصادی برای متنوع‌سازی منابع انرژی نیز قوی‌تر خواهد شد.

 

بنابراین، اگر اقدامات ایران را منشأ اصلی اختلال فعلی در عرضه نفت در نظر بگیریم، پیامد بلندمدت آن می‌تواند بسیار فراتر از شوک فعلی قیمت نفت باشد. اختلال طولانی‌مدت لزوماً اهمیت استراتژیک نفت را برای همیشه افزایش نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند روند جست‌وجو برای منابع جایگزین را تسریع کرده و نقش نفت را در حمل‌ونقل و امنیت انرژی کاهش دهد.

 

البته این به آن معنا نیست که قیمت نفت طی یک دهه آینده لزوماً سقوط خواهد کرد. نفت همچنان برای حمل‌ونقل، صنایع پتروشیمی و بسیاری از کاربردهای صنعتی یک کالای مهم باقی خواهد ماند. اما با گسترش برقی‌سازی، سوخت‌های جایگزین و فناوری‌های جدید انرژی، اهمیت استراتژیک نفت می‌تواند به شکل قابل‌توجهی کاهش پیدا کند.

 

از این منظر، پیامد نهایی یک شوک نفتی طولانی‌مدت می‌تواند کاملاً پارادوکسیکال باشد: تلاش برای افزایش اهمیت استراتژیک نفت از طریق ایجاد اختلال در عرضه، ممکن است همان گذار فناورانه و اقتصادی را تسریع کند که در نهایت اهمیت نفت را کاهش می‌دهد.


دیدگاه‌ها


نظر شما چیست؟



حرفه‌ای‌تر آموزش ببین

بیشتر سود کن

دوره‌های آموزشی

لیست برنامه‌های پخش زنده

با موضوعات مختلف بررسی مارکت از دیدگاه پرایس اکشن، تحلیل بازارهای فارکس، طلا و سهام از دیدگاه اقتصاد کلان

مشاهده

اشتراک‌گذاری مطلب

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید