technical

تحلیل تکنیکال

placeholderنگاهی اجمالی به الگوی سر و شانه نقره
تحلیل تکنیکال

نگاهی اجمالی به الگوی سر و شانه نقره

محرک اصلی طلا، برای نقره هم وجود دارد دلیل جذابیت طلا در حال حاضر این است که می تواند سپر خوبی در برابر تورم باشد. اگر بانک های مرکزی جهان مجبور باشند که برای مقابله با افزایش تورم، نرخ بهره را افزایش دهند، احتمالاً با ریسک کند شدن سرعت رشد اقتصادی روبرو خواهیم شد. در صورت بروز چنین اتفاقی، با رکورد تورمی مواجه می شویم که برای رشد طلا عالی است. اگر طلا رشد کند، نقره نیز همراه با آن رشد خواهد کرد. در چنین مواقعی بازده واقعی و دلار اهمیت زیادی پیدا می کند؛ چون زمانی که بازده های واقعی و طلا هر دو افت کند، طلا و نقره رشد خواهد کرد. از این رو با دقت بالا بازارها را رصد کنید. در هفته های اخیر با وجود تقویت دلار، طلا هم صعودی بوده است. یک چرخش چشمگیر در وضعیت دلار آمریکا و بازده اوراق قرضه، می تواند تحول مهمی در وضعیت طلا و نقره به وجود آورد. الگوی تکنیکال جذاب در چارت روزانه ، یک الگوی سر و شانه نقره ساده به وجود آمده است و همین الگو نشان می دهد که احتمالاً شاهد رشد قیمت نقره در روزهای پیش رو خواهیم بود. اگر نگاهی به چارت زیر بیندازید، می توانید ببینید که قیمت نقره در حال نزدیک شدن به ناحیه مقاومت بالای سر خود است. الگوی فصلی بازار طلا از ماه دسامبر تا اواسط فوریه داغ می شود. نقره هم می تواند به پشتوانه عوامل فاندامنتال قدرتمند و الگوی تکنیکال عالی، در این بازه زمانی عملکرد خوبی از خود به نمایش بگذارد.

5 سال پیش
3 دقیقه
placeholderچرا ابزار فیبوناچی اصلاحی گاهی برای سطوح خطا دارد؟
تحلیل تکنیکال

چرا ابزار فیبوناچی اصلاحی گاهی برای سطوح خطا دارد؟

در این نمودار مشاهده می کنید که این جفت ارز، روند نزولی دارد و به همین خاطر می توانید از ابزار فیبوناچی اصلاحی برای پیدا کردن یک نقطه ورود خوب استفاده کنید. شما در این نمودار از 1.5383 به عنوان سوئینگ سقف و از 1.4799 به عنوان سوئینگ کف استفاده می کنید. همان طور که می بینید آخرین کندل های این جفت ارز در سطح 50 درصد متوقف شده است. شاید با خود بگویید که سطح 50 درصد عالی است و می تواند نقطه ورود خوبی باشد. طبق بررسی هایی که انجام داده اید، وارد معامله می شوید و با نهایی ساختن فروش، تصور می کنید سود بسیار خوبی را تجربه خواهید کرد. حال تصویر زیر را مشاهده کنید. اگر واقعاً سفارش خود را در آن نقطه می گذاشتید، این معامله هیچ سودی برای شما نداشت، به علاوه اگر ریسک خود را به درستی مدیریت نمی کردید، به حسابتان نیز آسیب جدی وارد می شد. به طور مشخص سوئینگ کف در پایین روند نزولی بوده و قیمت از نقطه سوئینگ سقف، شروع به افزایش کرده است. این نکته چه درسی به ما می دهد؟ هر چند که سطوح فیبوناچی اصلاحی مانند سایر ابزارهای تکنیکال، احتمال موفقیت شما را بیشتر می کند ولی همیشه جوابگو نیست. کسی چه می داند؟ شاید قیمت قبل از ادامه روند، به سطح 38.2 درصد برسد. گاهی قیمت قبل از کاهش به سطح 50.0 یا 61.8 درصد می رسد. برخی مواقع هم قیمت کلاً قوانین فیبوناچی را زیر پا می گذارد و همه سطوح را می شکند. به خاطر داشته باشید که بازار همواره پس از پیدا کردن حمایت یا مقاومت موقتی، به روند صعودی خودش برنمی گردد و ممکن است سوئینگ کف یا سوئینگ سقف را پشت سر بگذارد. یکی دیگر از مسائل متداول و رایج در استفاده از ابزار فیبوناچی اصلاحی، تعیین سوئینگ کف یا سوئینگ سقف مناسب برای استفاده است. معامله گران نگاه متفاوتی به چارت دارند. آن ها با تایم فریم های مختلفی به چارت نگاه می کنند و به همین خاطر، سوگیری های تحلیلی خاص خودشان را دارند. ممکن است از نگاه دو شخص مختلف به سوئینگ سقف و سوئینگ کف متفاوت باشد. نتیجه نهایی اینکه برای استفاده از ابزار فیبوناچی اصلاحی، هیچ مسیری به طور مطلق درست نیست. به خصوص وقتی روند چارت به صورت کامل مشخص نیست، به فیبوناچی اصلاحی نمی توان اعتماد کرد. از این رو باید مهارت های خود را بیشتر کنید و ابزار فیبوناچی اصلاحی را با سایر ابزارهای موجود ترکیب نمایید تا احتمال موفقیت خود را افزایش دهید.

5 سال پیش
4 دقیقه
placeholderنحوه استفاده از سطوح فیبوناچی اصلاحی
تحلیل تکنیکال

نحوه استفاده از سطوح فیبوناچی اصلاحی

هنگامی که بازار روند صعودی دارد، باید زمان اصلاح در یک سطح حمایت فیبوناچی، خرید انجام دهیم. همچنین زمان روند نزولی بازار، بایستی هنگام اصلاح در یک سطح مقاومت فیبوناچی، برای فروش اقدام کنیم. سطوح فیبوناچی اصلاحی به عنوان یک ابزار پیش بینی کننده در تحلیل تکنیکال مد نظر است؛ چون این ابزار می کوشد تا مسیر قیمت در آینده را مشخص کند. تئوری پشت سطوح فیبوناچی اصلاحی چنین است که وقتی قیمت روند جدیدی را آغاز می کند، مقداری اصلاح یا برگشت دارد و سپس دوباره جهت روند جدید را از سر می گیرد. پیدا کردن سطوح فیبوناچی اصلاحی به منظور پیدا کردن این سطوح فیبوناچی اصلاحی، باید نقاط سوئینگ سقف و سوئینگ کف مهم و قابل توجه را شناسایی کنید. سپس برای روند نزولی، روی سوئینگ سقف کلیک کنید و نشانگر ماوس را به سمت آخرین سوئینگ کف بکشید. همچنین برای روند صعودی باید روی سوئینگ کف کلیک کنید و نشانگر ماوس را به آخرین سوئینگ سقف بکشید. در ادامه چند مثال برای نحوه استفاده از سطوح فیبوناچی اصلاحی و در بازارهای ارزی بیان خواهد شد. روند صعودی نمودار زیر مربوط به نماد AUDUSD در تایم فریم روزانه است. در این نمودار سطح فیبوناچی اصلاحی را با کلیک روی سوئینگ کف (0.6955) و کشیدن نشانگر ماوس تا سوئینگ سقف (در 0.8264) رسم می کنیم. ابزار فیبوناچی اصلاحی موجود در پلتفرم، به صورت خودکار سطوح اصلاحی را محاسبه و نشان می دهد. همان طور که در نمودار مشاهده می کنید، سطوح فیبوناچی اصلاحی 0.7955 (23.6 درصد)، 0.7764 (38.2 درصد)، 0.7609 (50.0 درصد)، 0.7454 (64.8 درصد) و 0.7263 (76.4 درصد) بودند. اکنون انتظار می رود چنانچه AUDUSD از سقف اخیر برگردد، در یکی از سطوح فیبوناچی اصلاحی حمایت شود. به دلیل اینکه معامله گران پس از برگشت قیمت، سفارش خرید خود را در این سطوح قرار می دهند. توجه داشته باشید که نسبت 50.0 درصد به طور رسمی یک نسبت فیبوناچی نیست، ولی توانسته جای خود را در بین سطوح فیبوناچی باز کند. اکنون می خواهیم ببینیم که در پشتِ شکل گیری سوئینگ سقف چه اتفاقی افتاده است. پولبک قیمت در 23.6 درصد اتفاق افتاده و تا دو هفته به روند نزولی خود ادامه داده است. قیمت حتی 38.2 درصد را هم تست کرده ولی نتوانسته زیر آن بسته شود. سپس بازار حرکت صعودی خود را از سر گرفته و در نهایت سوئینگ سقف را هم شکسته است. واضح است که خرید در سطح فیبوناچی 38.2 درصد، یک معامله بلندمدت سودآور بوده است. روند نزولی اکنون با نحوه استفاده از ابزار فیبوناچی اصلاحی حین یک روند نزولی آشنا شوید. در نمودار زیر نماد EURUSD در تایم فریم 4 ساعته مشاهده می کنید. همان طور که می بینید، سوئینگ سقف در 25 ژانویه (1.4195) و سوئینگ کف چند روز بعد 1 فوریه (1.3854) قابل مشاهده است. سطوح اصلاحی 1.3933 (23.6 درصد)، 1.3983 (38.2 درصد)، 1.4023 (50.0 درصد)، 1.4064 (61.8 درصد) و 1.4114 (76.4 درصد) هستند. برای روند نزولی انتظار این است که اگر قیمت از این کف اصلاح شود، به احتمال در یکی از سطوح فیبوناچی با مقاومت روبرو خواهد شد. چون معامله گرانی که می خواهند با قیمت های بهتری از روند نزولی استفاده کنند، امکان دارد سفارش فروش خود را در این نقاط قرار دهند. بازار تلاش کرد که صعودی شود و از این رو قبل از تست کردن سطح 50.0 درصد، مدتی زیر سطح 38.2 درصد متوقف شد. اگر در این معامله سفارش خود را در 38.2 یا 50.0 درصد قرار داده بودید، سود خوبی نصیب شما می شد. در دو مثال فوق دیدیم که قیمت در سطوح فیبوناچی اصلاحی، چند حمایت یا مقاومت موقتی را پیدا کرده است. به دلیل اینکه بسیاری از معامله گران از ابزار فیبوناچی استفاده می کنند؛ این سطوح به صورت خودکار، تبدیل به سطوح حمایت و مقاومت می شوند. اگر تعداد قابل توجهی از معامله گران اعتقاد داشته باشند که اصلاح، نزدیک یکی از سطوح فیبوناچی صورت می گیرد و برای باز کردن موقعیت خود در آن سطح منتظر بمانند، به طور قطع این حجم از سفارش ها بر قیمت بازار تأثیر می گذارد. توجه داشته باشید قیمت همیشه در این سطوح اصلاح نمی شود و در نتیجه باید این نقاط را به عنوان سطوح اصلاح احتمالی، در نظر بگیرید. همچنین استفاده از ابزار فیبوناچی همیشه ساده نیست، وگرنه معامله گران سفارش های خود را در سطوح فیبوناچی اصلاحی قرار می دادند و از روندهای بازار بیشترین استفاده را می بردند.

5 سال پیش
5 دقیقه
placeholderاستفاده از الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال
تحلیل تکنیکال

استفاده از الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال

الگوی مستطیل صعودی الگوی مستطیل صعودی در یک روند صعودی اتفاق می افتد. در خلال یک روند صعودی ممکن است قیمت به صورت موقتی وارد دوره تثبیت شود. این دوره تثبیت قبل از ادامه روند قبلی، به شکل یک مستطیل درمی آید. الگوی مستطیل نزولی الگوی مستطیل نزولی در یک روند نزولی و زمانی که قیمت وارد دوره تثبیت موقتی می شود، شکل می گیرد. وقتی دوره تثبیت تمام شود، قیمت دوباره در جهت نزولی شروع به حرکت می کند. چگونه در بازار فارکس، با استفاده از الگوی مستطیل معامله کنیم؟ دو روش اصلی برای معامله کردن از طریق الگوی مستطیل وجود دارد. روش اول، استراتژی شکست و روش دوم، رنج تریدینگ (معامله در مناطق رنج) است. استراتژی شکست مستطیل ایده اصلی این روش، معامله کردن در نقطه شکست در الگوی مستطیل است. در ادامه به صورت گام به گام این استراتژی را توضیح داده ایم: گام اول: مشخص کردن الگوی مستطیل : سعی کنید مستطیل را روی چارت پیدا کنید. بهترین نقطه برای پیدا کردن مستطیل، وقتی است که بازار، روند مشخصی دارد و بعد از یک حرکت صعودی یا نزولی وارد دوره تثبیت می شود. گام دوم: رسم سطوح حمایت و مقاومت : خطوط حمایت و مقاومت را رسم کنید. اطمینان حاصل کنید که سطوح حمایت و مقاومت را درست رسم کرده اید. با این کار از شکست های کاذب یا ناقص پرهیز خواهید کرد. گام سوم: پیدا کردن نقاط ورود مناسب : در این مرحله است که باید قبل از معامله کردن، منتظر شکست بمانید. این رویکرد به شما کمک می کند که از شکست های اشتباه و کاذب در امان بمانید. البته این روش مستلزم صبر و انضباط است. روش تهاجمی برای معامله کردن طبق این استراتژی این است که سفارش خرید را بلافاصله پس از شکسته شدن قیمت قرار دهید. عیب این استراتژی آن است که وقتی از آن استفاده می کنید، پرهیز کردن از نقطه شکست کاذب یا ناقص دشوار است. یکی دیگر از روش های معامله با این استراتژی، قرار دادن یک سفارش شرطی در بالا یا پایین سطح مقاومت یا حمایت (بسته به روند) است. به عنوان مثال در روند نزولی،sell stop باید چند پیپ پایین تر از سطح حمایت باشد. گام چهارم: تعیین حد سود و حد زیان : سطح ایده آل حد سود در الگوی مستطیل، در فاصله ای برابر با شکاف بین سطوح حمایت و مقاومت است. به عنوان مثال اگر بین سطوح حمایت و مقاومت 40 پیپ فاصله باشد، حد سود شما 40 پیپ بالاتر یا پایین تر از نقطه ورودتان خواهد بود. بسته به سبک معاملاتی شما، روش های دیگری هم برای پیدا کردن حد سود وجود دارد. یکی از آن ها استفاده از تریلینگ استاپ یا جابجایی حد زیان است. روش دیگر، خروج از معامله در زمانی است که نشانه هایی مخالف با نشانه هایی که تاکنون بر اساس آن ها معامله می کردید، مشاهده شود. موقعیت حد زیان شما باید در محدوده مرزهای حمایت و مقاومت باشد. توجه داشته باشید که این نقطه نباید با نقطه شکست فاصله زیادی داشته باشد. در این معاملات ریسک کردن روی 2 درصد از حساب مشکلی ندارد. استراتژی معامله گری در مناطق رنج در الگوی مستطیل ایده اصلی این استراتژی، معامله کردن در سقف و کف منطقه رنج است. البته این ایده زمانی کار می کند که قیمت در سطح حمایت و حد سود در سطح مقاومت باشد. وقتی قیمت در سطح مقاومت قرار گرفت، بفروشید و حد سود خود را در سطح حمایت قرار دهید. البته این روش ریسک بالایی دارد؛ چون گاهی مواقع بین سطوح حمایت و مقاومت تنها چند پیپ فاصله است و به علاوه ممکن است معامله شما در خلاف جهت روند قبلی باشد. الگوهای مستطیل و سایر الگوهای دارای دوره تثبیت بعضی مواقع الگوی مستطیل با سایر الگوهای دارای تثبیت قیمت مثل سقف سه قلو یا کف سه قلو اشتباه گرفته می شود. این الگوها هم مثل الگوی مستطیل در محاصره سطوح حمایت و مقاومت هستند. در الگوی مستطیل، وقتی دوره تثبیت تمام شد، قیمت به روند قبل از دوره تثبیت ادامه می دهد. این در حالی است که در الگوهای سقف سه قلو یا کف سه قلو، قیمت پس از پایان دوره تثبیت برمی گردد و مخالف جهت روند قبل از دوره تثبیت حرکت می کند. هیچ راه قطعی و مطمئنی وجود ندارد که بدانیم کدام الگو در معاملات واقعی ظاهر می شود. تنها زمانی که الگو به صورت کامل شکل گرفت می توانیم بفهمید که این الگو، مستطیل، سقف سه قلو یا کف سه قلو بوده است. در این مواقع هم وارد شدن به یک معامله کاملاً اشتباه است؛ چون ممکن است خیلی دیر شده باشد. البته چند روش برای استفاده حداکثری از موقعیت هایی که نمی دانید در نهایت کدام الگو روی نمودار پدیدار می شود، وجود دارد: سفارش های خرید و فروش را به ترتیب در بالا و پایین سطوح مقاومت و حمایت قرار دهید. با این کار می تواند حداکثر استفاده را از نقطه شکست ببرید. قبل از ورود به معامله، منتظر برگشت قیمت به سطح حمایت یا مقاومت بمانید. تا آن موقع الگو خودش را نشان داده است. تنها عیب این روش آن است گاهی مواقع اصلاً برگشت قیمت صورت نمی گیرد. نتیجه گیری مزیت الگوی مستطیل در تحلیل تکنیکال در فارکس آن است که پیدا کردن آن برای معامله گران (حتی افراد مبتدی) آسان است و آموزش الگوی مستطیل در تحلیل به شما یاد می دهد که در نقاط شکست یا در محدوده تثبیت معامله کنید.

5 سال پیش
5 دقیقه
placeholderاستفاده همزمان از کندل‌ها و سطوح حمایت و مقاومت
تحلیل تکنیکال

استفاده همزمان از کندل‌ها و سطوح حمایت و مقاومت

یکی از نکاتی که باید به آن توجه داشته باشید این است که اگر در هنگام بررسی کندل ها (مثل هر اندیکاتور یا ابزار تکنیکال)، فهمیدید که کندل ها به بازگشت یا ادامه روند اشاره دارند، این بدان معنی نیست که این اتفاق حتماً رخ می دهد. همیشه به خاطر داشته باشید که شما در بازار فارکس فعالیت می کنید و در این بازار هیچ چیز قطعی و حتمی نیست. استفاده همزمان از کندل ها و سطوح حمایت و مقاومت ساده ترین راه برای استفاده از کندل ها ، کمک گرفتن از محدوه حمایت و مقاومت است. سطوح حمایت و مقاومت، بیانگر سطوحی است که در آن ها خریداران و فروشندگان خط دفاعی خود را قرار می دهند و به همین خاطر بررسی نحوه واکنش کندل ها به این نواحی می تواند در پیش بینی رفتار قیمت در آینده به شما کمک کند. به مثال زیر توجه کنید: در این سناریو می بینید که در حدود سطح 1.4900، یک مقاومت وجود دارد. شما با تمام وجود می خواهید وارد معامله شوید ولی در عوض صبر می کنید؛ چون کندلی که به این سطح برخورد می کند، خیلی صعودی است. دو کندل بعد، یک الگوی شمعی سه گانه داخلی نزولی را می بینید که یک سیگنال قوی نزولی است. شکل گیری این الگو، بیانگر تأیید سیگنال فروش است و اینجاست که شما برای فروش جفت ارز خود اقدام می کنید. از آنجا که شما یک معامله گر باهوش هستید، حد زیان خود را بالای سطح مقاومت قرار می دهید. شما با صبر بالا و دانش خوب در مورد الگوهای کندلی، توانستید شانس موفقیت خود را افزایش دهید. اکنون می بینیم که پس از فروشِ شما چه اتفاقی افتاده است: این جفت ارز دقیقاً به نفع شما حرکت می کند و با این اقدام، صدها پیپ سود کردید. ممکن است این سوال برای شما پیش بیاید که چرا باید استفاده همزمان از کندل ها و سطوح حمایت و مقاومت را انجام بدهم؟ می توانم فقط تمرکزم را روی کندل ها بگذارم و کلی پول دربیاورم! برای رسیدن به پاسخ این سوال، یک بار دیگر به چارت معامله فرضی نگاه کنید. ما نمی توانیم فقط بر اساس الگوهای کندلی وارد معامله شویم. اگر فقط با توجه به الگوهای شمعی معامله می کردید، قطعاً دچار زیان می شدید. با استفاده همزمان از الگوهای کندلی و سطوح حمایت و مقاومت، شانس پیروزی خود را افزایش می دهید.

5 سال پیش
4 دقیقه
placeholderآشنایی با الگوهای سه کندلی
تحلیل تکنیکال

آشنایی با الگوهای سه کندلی

تاکنون با الگوهای تک کندلی و الگوهای دو کندلی آشنا شده ایم. اکنون زمان آن رسیده است که با الگوهای سه کندلی آشنا شویم. همان طور که از اسم سه کندلی مشخص است، به الگوهایی سه کندلی می گوییم که از سه کندل تشکیل می شوند. این الگوهای سه کندلی به معامله گران کمک می کنند که رفتار قیمت در آینده را پیش بینی کنند. برخی از الگوهای سه کندلی، الگوهای بازگشتی هستند و پایان روند کنونی و آغاز یک روند جدید با جهت مخالف را نشان می دهند. مابقی الگوهای سه کندلی، الگوهای ادامه دهنده هستند. این الگوها بیانگر یک توقف و سپس ادامه روند کنونی بازار هستند. در ادامه قصد داریم الگوهای شمعی سه کندلی متداول را بررسی کنیم. ستاره شامگاهی و صبحگاهی ستاره صبحگاهی و ستاره شامگاهی، الگوهای سه کندلی هستند که معمولاً در پایان روند خودشان را نشان می دهند. این الگوها، بازگشتی هستند و از طریق سه مشخصه می توان آن ها را شناسایی کرد. مشخصات الگوی ستاره شامگاهی: کندل اول، کندل صعودی است که بخشی از روند صعودی اخیر است. کندل دوم، بدنه کوتاهی دارد و بیانگر دودلی و تردید در بازار است. این کندل می تواند صعودی یا نزولی باشد. کندل سوم، نقش تأیید را برای بازگشت روند بازی می کند؛ زیرا این کندل، پایین تر از نقطه میانی کندل اول بسته می شود. سه سرباز سفید و سه کلاغ سیاه الگوی سه سرباز سفید زمانی تشکیل می شود که پس از یک روند نزولی، سه کندل صعودی بلند تشکیل شود. این الگو نشان می دهد که بازگشت روند اتفاق افتاده است. این نوع الگوی شمعی سه کندلی یکی از قدرتمندترین سیگنال های صعودی است؛ خصوصاً اگر بعد از یک روند نزولی گسترده و یک دوره کوتاه تثبیت اتفاق بیفتد. اولین سرباز از بین سه سرباز سفید، کندل بازگشتی نام دارد. این کندل می تواند به روند نزولی خاتمه دهد یا بیانگر پایان دوره تثبیت پس از روند نزولی است. اگر قرار باشد که به الگوی سه سرباز سفید اهمیت بدهیم و آن را معتبر بدانیم، باید بدنه کندل دوم بزرگ تر از بدنه کندل اول باشد. همچنین کندل دوم باید نزدیک بالاترین قیمت بسته شود و سایه بسیار کوتاهی داشته باشد یا اصلاً هیچ سایه ای نداشته باشد. برای تکمیل الگوی سه سرباز سفید، کندل آخر باید حداقل با کندل دوم هم اندازه باشد و سایه کوتاهی داشته باشد یا اصلاً سایه نداشته باشد. الگوی شمعی سه کلاغ سیاه، دقیقاً عکس الگوی سه سرباز سفید است و زمانی تشکیل می شود که سه کندل نزولی پس از یک روند صعودی شکل بگیرد و بیانگر بازگشت روند است. بدنه کندل دوم باید بزرگ تر از بدنه کندل اول باشد یا در کمترین قیمت (یا خیلی نزدیک به آن) بسته شود. در نهایت بدنه کندل سوم باید با بدنه کندل دوم هم اندازه یا از آن بزرگ تر باشد. همچنین باید سایه پایینی آن خیلی کوتاه باشد یا اصلاً سایه پایینی نداشته باشد. برای تکمیل الگوی سه کلاغ سیاه، کندل آخر باید حداقل با کندل دوم هم اندازه باشد و سایه کوتاهی داشته باشد یا بدون سایه باشد. الگوهای سه گانه داخلی صعودی و نزولی الگوی شمعی سه گانه داخلی صعودی، یک الگوی بازگشتی است که در پایین روند نزولی دیده می شود. این الگوی سه کندلی نشان می دهد که روند نزولی احتمالاً به پایان رسیده و یک روند صعودی جدید شروع شده است. یک الگوی سه گانه داخلی صعودی معتبر، خصوصیات و ویژگی های زیر را دارد: کندل اول باید در پایین یک روند نزولی تشکیل شود و یک کندل نزولی بلند باشد. کندل دوم باید حداقل تا نقطه میانی کندل اول خودش را بالا بکشد. کندل سوم باید بالاتر از سقف کندل اول بسته شود تا تأیید شود که قدرت خریداران از قدرت روند نزولی بیشتر است. الگوی سه گانه داخلی نزولی درست عکس سه گانه داخلی صعودی است و در بالای یک روند صعودی تشکیل می شود. این الگو نشان می دهد که احتمالاً روند صعودی به پایان رسیده و یک روند نزولی جدید آغاز شده است. یک الگوی سه گانه داخلی نزولی معتبر خصوصیات زیر را دارد: کندل اول باید در بالای یک روند صعودی تشکیل شود و یک کندل صعودی بلند باشد. کندل دوم باید حداقل تا نقطه میانی کندل اول خودش را پایین بکشد. کندل سوم باید پایین تر از کف کندل اول بسته شود تا تأیید گردد که قدرت فروشندگان از قدرت روند صعودی بیشتر است.

5 سال پیش
2 دقیقه
placeholderآشنایی با انواع الگوهای دو کندلی
تحلیل تکنیکال

آشنایی با انواع الگوهای دو کندلی

1. الگوی پوشای صعودی (اینگالفینگ صعودی) در صورتی که تمایل دارید به صورت کامل با الگوهای دو کندلی آشنا شوید، پیشنهاد می شود مقاله بررسی الگوی کندل استیک اینگالفینگ را مطالعه کنید. الگوی پوشای صعودی (پوششی صعودی) یک الگوی بازگشتی است و زمانی به وجود می آید که پس از یک کندل نزولی، یک کندل صعودی بزرگ تر تشکیل شود. اگر این الگو در یک روند نزولی اتفاق نیفتاد، آن را نادیده بگیرید؛ زیرا شرط اعتماد به این الگو وقوع آن در یک روند نزولی است. هر چه بدنه کندل نزولی کوتاه تر و بدنه کندل صعودی بلندتر باشد، این سیگنال قوی تر است. این الگو معمولاً یکی از سیگنال های بازگشتی مهم به حساب می آید. 2. الگوی پوشای نزولی(اینگالفینگ نزولی) خصوصیات این الگو دقیقاً عکس الگوی پوشای صعودی است. این الگو پس از یک روند صعودی تشکیل می شود و زمانی شاهد چنین الگویی هستیم که پس از یک کندل صعودی، یک کندل نزولی بزرگ تر تشکیل شود. هر چه بدنه کندل صعودی کوتاه تر و بدنه کندل نزولی بزرگ تر باشد، این سیگنال قدرتمندتر خواهد بود. 3. الگوی کیکینگ (Kicking) این الگو هم یک سیگنال بازگشتی است که در آغاز روند، میانه روند و پایان روند تشکیل می شود. وقتی یک ماربوزوی صعودی (در ماربوزوی صعودی، باز شدن قیمت برابر با کمترین قیمت و بسته شدن قیمت برابر با بیشترین قیمت است.) پس از یک ماربوزوی نزولی (در ماربوزوی نزولی، باز شدن قیمت برابر با بیشترین قیمت و بسته شدن قیمت برابر با کمترین قیمت است.) تشکیل شود، شاهد یک کیکینگ صعودی خواهیم بود الگوی کیکینگ می تواند در یک روند صعودی، سیگنال بازگشتی ایجاد کند. اگر یک ماربوزوی نزولی پس از یک ماربوزی صعودی تشکیل شود، الگوی کیکینگ ما نزولی خواهد بود. 4. الگوی ابر سیاه پوشاننده در این الگو پس از یک کندل صعودی بلند، یک کندل نزولی تشکیل می شود. کندل نزولی، بالاتر از محل بسته شدن کندل صعودی باز می شود و پایین تر از نقطه میانی بدنه کندل صعودی، بسته می شود. این الگو می تواند بیانگر پایان یک روند صعودی و ایجاد یک فرصت فروش باشد. این الگو، یک سیگنال بازگشتی است ولی اگر پس از یک روند صعودی ایجاد نشود، می توان آن را نادیده گرفت. 5. الگوی هارامی صعودی الگوی هارامی صعودی یک الگوی بازگشتی است که بیانگر تثبیت در بازار است. این الگو بدین معنا است که بازار می تواند به سمت بالا برگردد و ممکن است معامله گران قبل از خرید یا فروش، منتظر تأیید بمانند. این الگو حاصل تشکیل یک کندل صعودی و سپس یک کندل نزولی بزرگتر است. بدنه کندل نزولی به صورت کامل کندل صعودی را پوشش می دهد. 6. الگوی هارامی نزولی در این الگو یک کندل صعودی بزرگ و سپس یک کندل نزولی تشکیل می شود. همان طور که در تصویر زیر مشاهده می کنید، کندل نزولی به صورت کامل در دل کندل صعودی جای گرفته است. اگر این الگوی بازگشتی پس از یک روند صعودی ایجاد نشود، بهتر است آن را نادیده بگیریم. 7. الگوی کف های همسنگ (Matching Low) در این الگو یک کندل نزولی بزرگ و سپس یک کندل نزولی دیگر تشکیل می شود. البته محل بسته شدن هر دو کندل یکسان است که این موضوع نشان می دهد که یک حمایت کوتاه مدت در حال تشکیل است و می تواند موجب ایجاد بازگشت در بازار شود. 8. الگوی خط نافذ این الگو، یک سیگنال صعودی بازگشتی است. اگر این الگو بعد از یک روند نزولی تشکیل نشد، بهتر است آن را نادیده بگیرید. کندل صعودی، پایین تر از کمترین قیمت کندل نزولی قبلی باز می شود. البته قیمت ها بالاتر می رود و این کندل ، بالاتر از نقطه میانی بدنه کندل نزولی قبلی بسته می شود.

5 سال پیش
4 دقیقه
placeholderآشنایی با الگوهای تک کندلی
تحلیل تکنیکال

آشنایی با الگوهای تک کندلی

الگوی چکش و مرد به دار آویخته، دقیقاً شبیه به هم هستند ولی در مجموع بسته به رفتار قیمت در گذشته، معانی متفاوتی دارند. هر دو الگو، بدنه های کوچکی (سیاه یا سفید) دارند، سایه های پایینی آن ها بلند است و سایه بالایی کوتاهی دارند و گاهی هم اصلاً سایه بالایی ندارند. الگوی چکش، یک الگوی بازگشتی صعودی است که در یک روند نزولی تشکیل می شود. دلیل نامگذاری این الگو با عنوان چکش این است که گویی بازار در حال چکش کاری کف است. وقتی قیمت افت می کند، الگوهای چکش نشان می دهد که داریم به کف نزدیک می شویم و قیمت دوباره شروع به رشد و افزایش خواهد کرد. وقتی سایه پایینی کندل بلند باشد، نشان می دهد که فروشندگان تلاش کردند قیمت را کاهش دهند ولی خریداران موفق شدند به این فشار فروش غلبه کنند و قیمت را نزدیک محل باز شدن ببندند. به همین خاطر هم بدنه کندل کوچک است. صرف مشاهده چکش در یک روند نزولی به این معنی نیست که حتماً روند صعودی شکل می گیرد و زمان خرید فرارسیده است. پیش از خرید سعی کنید به اطمینان بیشتری در مورد شکل گیری روند صعودی برسید و تا زمانی که خیالتان راحت نشده است و به تأیید بیشتر نرسیده اید، وارد معامله نشوید. به عنوان مثال صبر کنید تا بعد از کندل چکش، یک کندل استیک سفید (صعودی) شکل بگیرد و این کندل در بالای محل باز شدن کندل چکش، بسته شود. معیارهای شناسایی الگوی چکش طول سایه دو یا سه برابر طول بدنه کندل باشد. سایه بالایی باید بسیار کوتاه باشد یا اصلاً سایه بالایی وجود نداشته باشد. بدنه کندل باید در انتهای بالایی محدوده معاملاتی باشد. رنگ بدنه کندل اهمیتی ندارد. الگوی مرد به دار آویخته یک الگوی بازگشتی نزولی است که می تواند نشان دهنده یک سقف یا سطح مقاومت قوی باشد. وقتی قیمت صعودی است، تشکیل الگوی مرد به دار آویخته نشان می دهد که تعداد فروشندگان از تعداد خریداران بیشتر می شود. سایه پایینی بلند در این الگو نشان می دهد که در طول این سشن، فروشندگان توانسته اند قیمت را کاهش دهند. البته خریداران هم برخی مواقع توانسته اند قیمت را برگردانند ولی فقط تا این حد موفق بوده اند که قیمت را نزدیک محل باز شدن، ببندند. این الگو، یک آژیر هشدار است و به ما اعلام می کند که دیگر خریداری نمانده که بتواند مومنتوم لازم را برای ادامه روند صعودی فراهم کند. معیارهای شناسایی الگوی مرد به دار آویخته طول سایه دو یا سه برابر طول بدنه کندل باشد. سایه بالایی باید بسیار کوتاه باشد یا اصلاً سایه بالایی وجود نداشته باشد. بدنه کندل باید در انتهای بالایی محدوده معاملاتی باشد. رنگ بدنه کندل اهمیتی ندارد. البته بدنه مشکی، نزولی تر از بدنه سفید است. چکش وارونه و ستاره دنباله دار الگوهای چکش وارونه و ستاره دنباله دار هم شبیه به هم هستند. تنها تفاوت این دو الگو این است که یکی در روند صعودی و دیگری در روند نزولی به چشم می خورد. چکش وارونه یا معکوس، یک کندل بازگشتی صعودی و ستاره دنباله دار یک کندل بازگشتی نزولی است. هر دو کندل بدنه کوچکی دارند (سفید یا مشکی)، سایه بالایی آن ها بلند است و سایه پایینی آن ها کوتاه است و گاهی اصلاً سایه پایینی ندارند. چکش وارونه اگر الگوی چکش وارونه زمانی به وجود بیاید که قیمت افت کرده باشد، حاکی از احتمال بازگشت روند است. سایه بلند بالای کندل هم نشان می دهد که خریداران تلاش کرده اند که قیمت را افزایش دهند. البته فروشندگان هم متوجه تلاش خریداران شده اند و تلاش کرده اند که دوباره قیمت را کاهش دهند. در این رقابت، خریداران قدرت بیشتری داشتند و توانستند سشن معاملاتی را نزدیک محل باز شدن، ببندند. از آنجا که فروشندگان نتوانستند قیمت را پایین تر بیاورند، باید بفهمیم که احتمالاً هرکس قصد فروش داشته، فروش خود را انجام داده است. پس در حال حاضر فقط خریداران باقی مانده اند. ستاره دنباله دار یا شوتینگ استار الگوی ستاره دنباله دار، یک الگوی بازگشتی نزولی است که شبیه چکش وارونه است ولی زمانی به وجود می آید که قیمت رشد کرده باشد. شکل این کندل نشان می دهد که قیمت در کف خود باز شده، مقداری رشد کرده ولی دوباره به سمت پایین کشیده شده است. این الگو نشان می دهد که خریداران تلاش کرده اند که قیمت را افزایش دهند ولی فروشندگان وارد میدان شده اند و بر آن ها غلبه کرده اند. این الگو، یک نشانه نزولی آشکار است که نشان می دهد هیچ خریداری در بازار نمانده و همه خریداران مغلوب شده اند.

5 سال پیش
5 دقیقه
placeholderچگونه به الگوهای کندل استیک پی ببریم؟
تحلیل تکنیکال

چگونه به الگوهای کندل استیک پی ببریم؟

5 سال پیش
3 دقیقه

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید