مقالات
با مقالات CYCFX همراه شوید و از آخرین اخبار و تحولات بازارهای مالی مطلع شوید.


بررسی بازارهای مالی جهان از منظر اقتصاد کلان


بررسی مارکت از دیدگاه پرایس اکشن


بازی رسانه ای ترامپ و آینده صنعت دفاعی
بازی رسانه ای ترامپ و آینده صنعت دفاعی مقدمه در حالی که ترامپ سالها بر طبل لزوم افزایش هزینه های دفاعی کشورهای عضو ناتو می کوبید و خواستار افزایش مشارکت کشورهای اروپایی در ساختارهای دفاعی مشترک غربی میشد، در 13 فوریه و در یک چرخش ناگهانی اعلام کرد که خواستار کاهش تنشها در سطح جهان بوده و در یک رشته گفتگو و تعامل با رهبران چین و روسیه خواهدکوشید تا فرآیند تنش زدایی را جلو برده و بودجه های دفاعی را تا نصف سطح موجود کاهش دهند! در پی انتشار این مواضع، سهام شرکت های دفاعی افت سنگینی متحمل شدند به صورتی که سهام لاکهید مارتین 1.6%، نورثروپ گرومن۳.۴ %و جنرال داینامیکس هم 2.1% درصد کاهش یافتند. از آنجا که خرید سهام شرکت های دفاعی یک پیشنهاد همیشگی تیم Cyclical Waves در دستکم 3 سال اخیر بوده، لازم دیدیم توضیحاتی در این یادداشت در خصوص چشم انداز این صنعت و تحولات اخیر ارائه بدهیم. صلح طلبی ترامپ؛ استراتژی یا تاکتیک؟! به باور من ژست صلح طلبی ترامپ صرفاً یک تاکتیک در راستای اهداف سیاسی کلان تر وی بوده و هیچ گونه نشانه ای از تغییر راهبردی در برنامه های کلان دولت وی نیست. در حالی که وجهه ترامپ در هفته های اخیر به دلیل اظهارات تندش در خصوص لزوم اخراج فلسطینی ها از نوار غزه و نیز رفتار نامناسب مامورین فدرال با مهاجران اخراج شده در نزد افکار عمومی جهانی و خصوصاً کشورهای اسلامی و آمریکای لاتین تخریب شده بود، ترامپ به یک ژست صلح طلبی نیاز داشت تا بتواند از زیر این فشار بیرون بیاید و بهترین حوزه را در ارائه یک سری پیشنهادهای مبهم و بدون جزئیات در زمینه پایان دادن به جنگ اوکراین و کاهش تنش ها با چین و روسیه دیده است. صلح خیالی در اوکراین و واقعیتهای میدانی در حالی که دارایی های اروپایی و خصوصاً سهام در آلمان رشد شدیدی در پی تقویت امیدها در ظاهر برای پایان جنگ اوکراین تجربه کرده اند لازم است بدانید که: رهبر اوکراین اعلام کرده که هر گونه توافقی بایستی با همراهی اتحادیه اروپا و خود اوکراین باشد. زلنسکی که دوست صمیمی بایدن به شمار می رود، بشدت با ترامپ زاویه دارد و گفته می شود ترامپ به دنبال برگزاری انتخابات در اوکراین و برکناری وی است. خود مردم اوکراین نیز هیچگاه نمیپذیرند که 20% خاک کشورشان توسط روسها اشغال بشود. روسها که در ماههای اخیر پیشروهای تدریجی اما پیوسته ای در شرق اوکراین کرده اند تمایل چندانی به پایان سریع جنگ و برقراری فوری آتش بس از خود نشان نمی دهند و بر این باورند که مومنتوم جنگ به سود آنهاست. حامیان اروپایی اوکراین نمیپذیرند که صرفاً به دلیل معاملات پشت پرده ترامپ با پوتین اگر واقعاً چنین چیزی وجود داشته باشد منافع اروپا که در تداوم تضعیف روسیه است به خطر بیافتد و روسیه با به چنگ آوردن بهترین بخش از خاک اوکراین، تسلطی فراگیر بر منابع معدنی و زمین کشاورزی مرغوب اوکراین داشته و سبد غذایی بخش قابل ملاحظه ای از مردم جهان را کنترل کند. ارتش اوکراین علیرغم شکست های اخیر خود، در هفته های گذشته انبوهی از جنگ افزارهای جدید از جمله جنگنده های پیشرفته میراژ-2000 و اف-16 از حامیان اروپایی اش دریافت کرده و طبیعتاً در راستای خواست ملی مردم اوکراین خواهدکوشید عملیاتهای تهاجمی ضد روسها انجام دهد تا حتی در صورت برقراری مذاکرات، دست بالاتری در میز مذاکرات داشته باشد. از این رو نتیجه ای که می شود گرفت این است که چشم انداز صلح در اوکراین به این سادگی که تصور می شود امکان پذیر نیست و حتی برقراری آتش بس موقت نیاز به تامین مقدماتی دارد که دستکم فعلاً تحققش دور از انتظار است. آینده درخشان صنعت دفاعی انتخاب ترامپ علیرغم ادعاها و ژست های ظاهری صلح طلبی اش اتفاقاً برای چشم انداز و آینده صنعت دفاعی در جهان بسیار مثبت است به این دلایل: رویکرد یکجانبه گرایی و ناسیونالیستی ترامپ اصولاً متحدین غربی آمریکا را انگیزه دوچندانی داده تا خود را از وابستگی به واشنگتن رهانده و خود به یک استقلال راهبردی برسند. این رویکرد استقلال طلبانه که میراث شارل دوگل هم هست، دوباره از سوی فرانسوی ها برکشیده شده و خود را در مواضع امانوئل ماکرون نشان می دهد که جمعه 14 فوریه گفت که: بازگشت ترامپ، شوکی برای اروپا است، باید مستقل شویم. وی بازگشت دونالد ترامپ به قدرت را یک شوک الکتریکی توصیف کرد که باید اروپا را وادار کند تا آینده خود و اوکراین را تأمین کند . در نشست اقدام مشترک هوش مصنوعی نیز که اتفاقاً باز از سوی فرانسه میزبانی شد، مشخص شد که حتی در حوزه هوش مصنوعی نیز اروپایی ها به رهبری فرانسه میخواهند از آمریکا مستقل شده و حتی بر او پیشی گیرند. این نوع رویکرد، طبیعتاً باعث تداوم رونق تقاضا برای جنگ افزارها در حوزه اروپا خواهدشد که بازتاب این امر را در ادامه رشد قیمت سهام شرکت های دفاعی اروپایی می بینیم. ترامپ اصولاً سیاستمدار قابل اعتمادی نیست و خروج ناگهانی او از پیمان های مختلف از برجام بگیرید تا توافقنامه های بین المللی مانند توافق آب و هوایی پاریس و سازمان WHO و ... نشانگر نوعی رویکرد باثبات و استوار از سوی وی نیست. در چنین شرایطی چرا بایستی روسها و چینی ها به چرخش ناگهانی مواضع وی در یک شب اعتماد کنند؟! خصوصاً روسها که وعده های دروغ آمریکایی ها دال بر عدم گسترش ناتو به سوی شرق را همراه نتایج فاجعه بار آن برای امنیت ملی خود به یاد دارند هیچ گاه دیگر فریب نخورده و دست از تداوم تقویت توان آفندی و پدافندی خود برنخواهندداشت به ویژه که تنها ساعاتی پس از ژست صلح طلبی ترامپ، آقای ونس معاون اول وی معاون ترامپ روسیه را تهدید کرد و هشدار داد که اگر رئیس جمهور روسیه توافق صلح با اوکراین را نپذیرد، آمریکا می تواند علیه مسکو اقدام نظامی انجام دهد. چینی ها نیز به دنبال احیای حاکمیت خود بر تایوان هستند و میدانند که دیر یا زود بایستی در این راستا دست به سلاح ببرند. در چنین شرایطی، کشورهای دیگر مانند هند، ژاپن، پاکستان، مصر، ایران، ترکیه و ... نیز نمیتوانند امید به کاهش تنشها و برقراری صلح جهانی داشته باشند و لذا خواهندکوشید به هر قیمت که شده، توان نظامی خود را تقویت کنند و همین موضوع خود بر شدت تقاضا برای جنگ افزار و تولیدات دفاعی در مقیاس جهانی می افزاید. ترامپ در حالی سخن از صلح طلبی و تنش زدایی می زند که در همین 1 ماهی که از صدارت دوباره اش میگذرد، برای تقریباً هر هدفی در حوزه دیپلماتیک تهدید به استفاده از عملیات نظامی کرده است؛ از تهدید به تصرف دوباره کانال پاناما، اشغال گرینلند و ضمیمه کردن کانادا به عنوان ایالت پنجاه و یکم آمریکا! ترامپ حتی نام خلیج مکزیک را به خلیج آمریکا تغییر داده و درباره پرونده هسته ای ایران نیز گفته است که یا توافقی برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای امضا خواهدشد و یا از حملات نظامی اسرائیل به ایران حمایت خواهدکرد؛ کما اینکه در همین مدت روند ارسال بمب های سنگین سنگرشکن به اسرائیل که در اواخر دوره بایدن متوقف شده بود از سر گرفته شده و حتی آمریکا قصد دارد اسرائیل را به بمب های مهیب موسوم به MOAB (Mother Of All Bombs) مجهز کند. در چنین اوضاعی، انتظار اینکه فردی مانند ترامپ که خود به دنبال توسعه ارضی کشورش است بتواند یا اساساً بخواهد به دنبال برقراری صلح جهانی باشد صرفاً یک توهم و خیال باطل است. نفس اینکه ترامپ روسها را به دلیل تلفاتی که در جنگ متحمل شده اند، محق می داند که خاک تصرف شده اوکراین را در اشغال خود نگاه دارند نوعی قانون جنگل را به ذهن متبادر می سازد که به هر کشوری این فضا و امکان را می دهد که جنگی تجاوزکارانه راه بیاندازند و از ضمیمه ساختن خاک کشورهای دیگر با نقض اصول مسلم حقوق بین الملل هراسی به خود راه ندهند و همین مسئله خود یک انگیزه نیرومند برای کلیه دولت های جهان در راستای تقویت توان دفاعی خود است. در همان شبی که ترامپ سخن از لزوم کاهش تنشها و برقراری صلح جهانی دم میزد، در دیدار با رهبر هند و پس از تهدید وی به اعمال تعرفه های سنگین موفق شد موافقت اولیه نارندرا مودی را برای فروش جنگنده های نسل پنجم اف-35 و دیگر جنگ افزارهای گران قیمت ساخت آمریکا به این کشور جلب کند. لازم است بدانید که هند در سالهای گذشته بزرگترین واردکننده سلاح در جهان بوده و آمریکا اخیراً به صورت پیوسته کوشیده است تا از میزان وابستگی هند به روسیه در این حوزه کاسته و در عوض تسلیحات ساخت خودش را به دهلی نو بفروشد. از این می توان چنین نتیجه گرفت که حتی برای چند دقیقه هم ترامپ به حرفهای خودش برای تنش زدایی در سطح جهانی باور نداشته و میهمان وی در کاخ سفید یعنی رهبر هند نیز چنین دیدگاهی نداشته و ندارد که اعلام کرده در چند سال آینده دستکم 200 میلیارد دلار برای نوسازی توان نظامی خود هزینه خواهدکرد. آنچه از این مبحث نیز می توان نتیجه گرفت اینکه با سست و متزلزل شدن نظام حقوقی حاکم بر روابط و تعاملات جهانی و به ویژه از میان رفتن احترام به مرزهای بین المللی که اصل اساسی و الزام اولیه ثبات ژئوپولیتکی به شمار می رود، اتفاقاً صنایع دفاعی در سطح جهانی در شرایط کنونی آینده و چشم انداز به مراتب درخشان تری نسبت به دوره های پیشین داشتند که در آن دستکم در غرب یک اجماع فراگیر درباره لزوم تداوم نظام حقوقی حاکم وجود داشت. کدام سهام دفاعی را بخریم؟! در دنیای سرمایه گذاری، هر مدل ریواردی را بایستی در قبال ریسکی که میتواند وجود داشته باشد سنجید. ما مدتهاست که به همراهان خود سبدی از سهام دفاعی را معرفی کرده ایم و با دلایلی که در این یادداشت مطرح کردیم کماکان بر دیدگاه مثبت خود نسبت به چشم انداز این صنایع تاکید می کنیم. با این حال و به فرض محال که ترامپ به دنبال تنش زدایی واقعی و برقراری صلح جهانی باشد، تنها تغییر کوچکی که در سبد سهام دفاعی مان بایستی بدهیم این است که وزن سهام شرکت های اروپایی فعال در صنعت دفاعی را نسبت به شرکت های آمریکایی بیشتر کنیم. اروپا بر عکس آمریکا که به گفته ترامپ یک اقیانوس با روسیه فاصله دارد، مجبور است با واقعیات و نه خیالبافی ها روبرو بشود و واقعیت اروپا این است که بایستی به هر شکل از یکسو با قدرت سلطه جو، متجاوز و توسعه طلبی به نام روسیه دست و پنجه نرم کند و از سوی دیگر به استقلال راهبردی از آمریکا در حوزه دفاعی و انرژی برسد. این واقعیات، چشم انداز صنایع دفاعی اروپایی را نسبت به همتایان خود در آن سوی آتلانتیک درخشان تر می سازد و از این رو پیشنهاد می کنیم که وزن بیشتری برای سهام شرکت های تسلیحاتی اروپایی در سبد دفاعی خود لحاظ کنید. در ذیل فهرستی از سهام شرکت های دفاعی برتر اروپایی را مشاهده می کنید که میتوانید سهامشان را در سبد دارایی تان بگنجانید: Airbus SE تمرکز بر هواپیماهای نظامی، سیستم های فضایی و الکترونیک دفاعی. BAE Systems plc شناخته شده برای الکترونیک دفاعی، سیستم های دریایی و راهکارهای امنیت سایبری Leonardo S.p.A. تخصص در هوافضا، الکترونیک و سیستم های زمینی. Saab AB فعال در هوافضا، الکترونیک دفاعی و سیستم های پیشرفته تسلیحاتی. THALES فعالیت در الکترونیک دفاعی، هوافضا و امنیت سایبری. Indra Sistemas, S.A. شناخته شده برای سیستم های IT و دفاعی، شامل سیستم های شبیه سازی و امنیت سایبری. Rheinmetall AG تخصص در فناوری های خودرو و دفاعی، به ویژه سیستم های زمینی و مهمات. Dassault Aviation غول سازنده در زمینه هوافضا و دفاع.


عقب نشینی ترامپ از اعمال فشار بر فدرال رزرو
عقب نشینی ترامپ از اعمال فشار بر فدرال رزرو؟! در حالی که در گذشته رئیس جمهور دونالد ترامپ از فدرال رزرو خواسته بود که نرخ پایه خود را کاهش دهد، بسنت وزیر خزانه داری اش گفت که استراتژی کنونی استفاده از اهرم های سیاست مالی برای نگه داشتن نرخ ها در سطح پایین است. او اضافه کرد.معیاری که وزارت خزانه داری از آن استفاده می کند نرخ بازدهی ده ساله خزانه خواهد بود، نه نرخ بهره که بانک مرکزی کنترل می کند. از سپتامبر ۲۰۲۴، فدرال رزرو در چرخه ای از کاهش نرخ وارد شده که یک نقطه درصد کامل از نرخ بهره کم کرده است. این معیار نرخی است که بانک ها به یکدیگر برای وام دهی کوتاه مدت اعمال می کنند، اما تاریخاً بر مجموعه ای از نرخ های دیگر مانند وام های خودرو، وام های مسکن و کارت های اعتباری تأثیر گذاشته است. با این حال، بازدهی اوراق بدهی خزانه داری پس از کاهش های فدرال رزرو افزایش یافت، همانطور که شاخص های مبتنی بر بازار از انتظارات تورم نیز افزایش یافته است.. با این حال، بسنت مدعی شد که ترامپ، مانند دوره اول ریاست جمهوری اش، فدرال رزرو را برای کاهش نرخ تحت فشار قرار نخواهد داد. بسنت گفت که ترامپ نرخ های پایین تر بازدهی را می خواهد و خواهان کاهش نرخ توسط فدرال رزرو نیست. ترامپ که بشدت مدافع جایگاه هژمونیک دلار در عرصه جهانی است، باور دارد که "اگر ما اقتصاد را آزادسازی و مقررات زدایی کنیم، اگر این لایحه مالیاتی را به اتمام برسانیم، اگر هزینه های انرژی را کاهش دهیم، آنگاه نرخ ها خود به خود تنظیم شده و جایگاه دلار نیز حفظ خواهد شد." یکی از اولویت های خزانه داری به گفته بسنت، دائمی کردن قانون کاهش مالیات ها و شغل ها است، در حالی که همچنین بر اکتشاف انرژی و کاهش کسری تمرکز خواهد کرد. بسنت گفت که "ما هزینه ها را کاهش دادیم، اندازه دولت را کوچک کردیم، کارایی بیشتری در دولت ایجاد کردیم، و وارد چرخه نرخ بهره خوبی خواهیم شد،" تاثیر بر بازارهای مالی از دید من، عدم فشار ترامپ روی فدرال رزرو برای کاهش بیشتر نرخ بهره همراه با پافشاری پاول برای ماندن در سمت خود تا پایان دوره خدمتش در 2026، به سود دلار خواهدبود چرا که اعتماد سرمایه گذارها را به استقلال عملی فدرال رزرو بازخواهدگرداند و از کاهش نرخ بهره واقعی جلوگیری خواهدکرد. به صورت متقابل، این مسئله به زیان طلا خواهدبود که بخشی از جذابیتش در 2 ماه گذشته مرهون گمانه زنی روی فشار تیم ترامپ روی فدرال رزرو برای کاهش دستوری نرخ بهره آنهم با تورم بالای فعلی بوده است.


بررسی بازارهای مالی جهان از منظر اقتصاد کلان


بررسی بازارهای مالی جهان از منظر اقتصاد کلان


جمعه 31 ژانویه 2025


جنگ ترامپ با پاول و اثر آن روی طلا و دلار
جنگ ترامپ با پاول و اثر آن روی طلا و دلار در روزهای اخیر دوباره آتش جنگ کهنه میان ترامپ با پاول شعله ور شده است. در این نوشتار، با مروری بر تاریخچه این تنش ها، تحلیلی درباره آثار این امر بر بازارهای مالی ارائه خواهیم کرد. تاریخچه ۲۰۱۸ : اختلافات اولیه در سال ۲۰۱۸، ترامپ از تصمیم فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره که به منظور عادی سازی نرخ ها پس از بحران مالی ۲۰۰۸ اتخاذ شده بود، ابراز نارضایتی کرد. او رییس فدرال رزرو را "دیوانه" توصیف کرد و سقوط بازار سهام را به اقدامات این بانک مرکزی نسبت داد. این نخستین نشانه های انتقاد ترامپ از سیاست های پولی فدرال رزرو بود. ۲۰۱۹ : تشدید انتقادات در سال ۲۰۱۹، انتقادات ترامپ از فدرال رزرو شدت یافت. او سیاست های این نهاد را "دیوانه وار" نامید و پاول را "دشمن" خواند. گزارش ها نشان می دهند که ترامپ به طور خصوصی درباره احتمال برکناری پاول صحبت کرده بود، هرچند در نهایت این اقدام را عملی نکرد چرا که اساساً اختیارات رییس جمهور برای برکناری رییس فدرال رزرو بشدت محدود است. ۲۰۲۰ : واکنش به بحران کرونا در واکنش به بحران اقتصادی ناشی از پاندمی COVID-19، پاول سیاست های پولی بی سابقه ای را اتخاذ کرد که شامل کاهش شدید نرخ بهره و خرید دارایی ها برای تثبیت اقتصاد بود. ابتدا، ترامپ از این اقدامات حمایت کرد و گفت که از عملکرد پاول "بسیار راضی" است. اما به تدریج که اقتصاد شروع به بهبود کرد، ترامپ دوباره انتقادات خود را آغاز کرد و اظهار داشت که فدرال رزرو باید سریع تر وارد عمل می شد. اوج گیری دوباره تنشها پس از بازگشت ترامپ به کاخ سفید در چند روز گذشته، ترامپ انتقادات خود را از فدرال رزرو دوباره شدت بخشیده است. پس از آن که در آخرین نشست خود، فدرال رزرو تصمیم به حفظ نرخ بهره گرفت، ترامپ در شبکه اجتماعی Truth Social از این تصمیم انتقاد کرد و فدرال رزرو را به ناتوانی در مقابله با تورم متهم ساخت. او به طور خاص به تمرکز فدرال رزرو بر مسائل اجتماعی مانند تنوع، عدالت و تغییرات اقلیمی انتقاد کرد و گفت: "اگر فدرال رزرو کمتر به این مسائل می پرداخت، تورم هیچ گاه به وجود نمی آمد." در مقابل، پاول همچنان بر پایبندی فدرال رزرو به تجزیه و تحلیل داده ها تأکید کرد و اظهار داشت: "نیازی نیست که برای تنظیم سیاست های پولی خود عجله کنیم." او همچنین بر اهمیت اجرای مأموریت دوگانه فدرال رزرو در جهت حفظ حداکثر اشتغال و ثبات قیمت ها تأکید کرد. این تبادل نظرهای اخیر بر تنش های مداوم بین دولت و فدرال رزرو تأکید می کند، به ویژه در زمینه سیاست های پولی و استقلال بانک مرکزی. اگرچه ترامپ بارها از سیاست های نرخ بهره فدرال رزرو انتقاد کرده، واکنش قاطع پاول نشان دهنده تعهد این نهاد به حفظ استقلال و ادامه سیاست های اقتصادی بر اساس داده ها و تحلیل های علمی است. تاثیر روی بازارهای مالی تنش های بین ترامپ و پاول تأثیرات قابل توجهی بر بازارهای مالی داشته و دارد. در دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ، این تنش های مداوم بین ترامپ و فدرال رزرو باعث افزایش نوسانات در بازارهای مالی می شد و هر بار که ترامپ انتقادهایی از پاول مطرح می کرد، بازارهای سهام و ارز به شدت واکنش نشان می دادند. این انتقادات به تغییرات سریع در قیمت ها منجر میشد، چرا که سرمایه گذاران نمی دانستند آیا فدرال رزرو تحت فشار سیاسی قرار می گیرد و تصمیمات خود را بر اساس آن تنظیم می کند یا نه. یکی از مهم ترین پیامدهای تنش های ترامپ و پاول، تأثیر بر نرخ بهره و سیاست های پولی فدرال رزرو بود. ترامپ در چندین مورد خواستار کاهش بیشتر نرخ بهره شد، اما فدرال رزرو بر تصمیمات خود بر اساس استقلال نهادی خود و تحلیلش مبتنی بر داده های اقتصادی و نه فشار سیاسی تأکید کرد. این اختلاف نظرها باعث ایجاد عدم اطمینان در بازارها شد و سرمایه گذاران در تلاش بودند تا پیش بینی کنند که فدرال رزرو چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت به ویژه که این موضوع برای بازارهای مالی حساسیت بیشتری به دنبال داشت، چرا که استقلال فدرال رزرو به عنوان یکی از اصول کلیدی در پیش بینی تصمیمات پولی و ارزی شناخته می شود. چرا این بار تنش ترامپ با پاول خیلی مهم و حساس تر از گذشته است؟ نخست اینکه اکنون ژانویه 2025 نرخ تورم در آمریکا حدود 3% است که خیلی بالاتر از دوره نخست ریاست جمهوری ترامپ است که به صورت میانگین در سطح 2% قرار داشت. این مسئله دست فدرال رزرو را برای کاهش نرخ بهره به دستور ترامپ حتی اگر برخی اعضای FOMC با ترامپ همسو باشند یا بشوند هم می بندد کما اینکه در آخرین نشست فدرال رزرو هم شاهد عدم کاهش نرخ بهره بودیم. در شرایطی که تورم در آمریکا حدود 50% فراتر از نرخ هدف تورم یعنی 2% - است، فشار بر فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره بیشتر از گذشته باعث بی اعتمادی به سلامت نظام مالی آمریکا و استحکام دلار می شود. نکته دیگر اینکه این بار ترامپ جنگ گسترده تری دستکم در ظاهر در حوزه تعرفه ها و تجارت میان آمریکا با دیگر کشورها به راه انداخته که این مسئله خود را در اعمال تعرفه 25 درصدی روی واردات از کانادا و مکزیک و 10 درصدی روی واردات از چین از 1 فوریه نشان می دهد. طبیعتاً با افزایش هزینه واردات که ناشی از جهش تعرفه ها است، فشارهای تورمی در اقتصاد پررونق آمریکا باز هم تشدید شده و این موضوع اتفاقاً فدرال رزرو را در عدم کاهش نرخ بهره با شتابی که ترامپ خواهان آن است مصمم تر می سازد. برنده و بازنده این جنگ کیست؟ در چنین شرایطی، اگر ترامپ و تیم اقتصادی و مالی اش بتوانند به هر شکلی روی تصمیم گیری فدرال رزرو تاثیر گذاشته و باعث چرخش فدرال رزرو به سمت تسهیل پرشتاب تر بشوند، برنده اصلی طلا خواهدبود چرا که با کاهش نرخ بهره اسمی در حین عدم کاهش تورم (یا بدتر اگر تورم رشد کند) نرخ بهره واقعی بشدت افت خواهدکرد که بهترین خبر برای طلا خواهدبود و از سوی دیگر رشد بی اعتمادی به سلامت نظام مالی و پایداری بدهی دولت فدرال هم باعث گریز سرمایه ها به سمت طلا خواهدشد. از سوی دیگر، با کمرنگ شدن استقلال نهادی و تصمیم گیری فدرال رزرو، جذابیت دلار به عنوان یک ارز امن کاهش یافته و شاهد فشار فروش شدیدی رو این ارز خواهیم بود؛ خصوصاً که از دید تکنیکالی و سنتیمنت هم دلار بشدت بیش-خرید است.



