توافق اخیر آمریکا و ایران برای باز شدن تنگه هرمز، نقطه عطفی در بازار جهانی نفت محسوب میشود. این اتفاق، که فشارهای ناشی از محدودیت عرضه را از ابتدای مارس کاهش میدهد، گامی مهم در جهت عادیسازی جریان صادرات نفت است. با این حال، تأثیر کامل آن به زمان نیاز دارد؛ چرا که افزایش تولید و صادرات به ظرفیت عادی، ماهها طول خواهد کشید. این در حالی است که سایر تولیدکنندگان، بهویژه در آمریکای لاتین، از فرصت استفاده کرده و تولید خود را افزایش دادهاند. سوال این است که آیا آنها قادر خواهند بود در کوتاهمدت، با توجه به بازگشت تولیدکنندگان خلیج فارس، نفت بیشتری استخراج کنند؟
از سوی دیگر، تقاضای جهانی نفت تحت تأثیر عوامل اقتصادی و سیاسی قرار دارد. اقتصاد جهانی در وضعیت نسبتاً خوبی به سر میبرد و کاهش تعرفههای آمریکا پس از رای دیوان عالی در مورد قانون IEEPA، شرایط تجاری را بهبود بخشیده است. این عوامل، همراه با بازسازی ذخایر، میتوانند تقاضا را در سالهای آینده تقویت کنند. با این حال، افزایش نرخ بهره در آمریکا و تقویت دلار، عدم قطعیتهایی را برای تقاضای جهانی نفت ایجاد میکند. دلار قویتر میتواند تقاضای نفت را در میان مصرفکنندگان غیردلاری در اروپا و آسیا کاهش دهد.
ریسک صعودی بازار نفت شامل اختلال مجدد در عرضه (مثل بسته شدن دوباره تنگه هرمز) و ریسک نزولی بازار نگرانیهای رکودی ناشی از رشد دلار یا آغاز یک جنگ قیمتی بین امارات و اوپک است. در این میان، سیاستهای آمریکا در مورد فروش ذخایر استراتژیک نیز میتواند نقش مهمی ایفا کند. آمریکا ممکن است برای جلب رضایت رأیدهندگان پیش از انتخابات میان دوره ای نوامبر، این سیاست را ادامه دهد.
در نهایت، پیشبینی میشود قیمت نفت برنت برنت به سطح ۶۰ تا ۷۰ دلاری قبل از شروع جنگ بازنگردد. به این ترتیب، بازار نفت در حال ورود به دوره جدیدی است که در آن عوامل ژئوپلیتیکی و اقتصادی به طور همزمان نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند.