کوین وارش، رئیس بانک مرکزی آمریکا، این هفته برای اولین بار در عرصه بینالمللی، در همایش سالانه بانک مرکزی اروپا در سینترا، پرتغال، حضور یافت. وارش، در کنار روسای بانک مرکزی اروپا، بانک انگلستان و بانک کانادا، در پنلی که توسط سارا آیزن از شبکه CNBC اداره میشد، فرصتی داشت تا توضیح دهد که بانک مرکزی قدرتمند جهان چگونه قصد دارد با مشکل تورم مقابله کند، مشکلی که هنوز به طور کامل حل نشده است.
با این حال، علیرغم تلاشهای مکرر مجری برنامه، سرمایهگذاران بیشتر با پرسشها مواجه شدند تا پاسخها. وارش به وجود مشکل تورم اذعان کرد، اما از ارائه توضیحات در مورد نحوه مقابله با آن خودداری کرد.
مهمترین نکته زمانی بود که وارش، بدون هیچ تردیدی، گفت که «قیمتها بیش از حد بالا هستند» این اعتراف، از سوی رئیس بانک مرکزی آمریکا، به ویژه در زمانی که هم شاخص قیمت مصرفکننده و هم شاخص هزینههای شخصی (PCE) مورد ترجیح بانک مرکزی، به بیش از 2 برابر هدف تورم اعلام شده توسط بانک مرکزی، یعنی 2 درصد، افزایش یافتهاند، بسیار قابل توجه است.
به طور منطقی، میتوان انتظار داشت که چنین ارزیابیای با توضیحی در مورد نحوه واکنش سیاستهای بانک مرکزی برای کاهش این مشکل همراه باشد. اما چنین توضیحی ارائه نشد. این امر، شکافی بین تشخیص مشکل و سیاستها ایجاد میکند، دقیقاً همان چیزی که بازارهای مالی در تلاش برای ارزیابی آن هستند.
در پاسخ به سوالی در مورد جلسه آتی کمیته بازار آزاد فدرال که در تاریخ 28 و 29 جولای برگزار میشود، وارش از ارائه نظر خود در مورد سیاستها خودداری کرد. او نگفت که آیا از حفظ نرخ بهره فعلی، افزایش آنها، کاهش آنها، یا حتی اینکه آیا قصد دارد پس از عدم مشارکت در تهیه دات پلات اولین جلسه FOMC خود در ماه ژوئن، در این جلسه رأی دهد، حمایت میکند یا خیر.
بنابراین، بازارهای مالی در موقعیتی غیرمعمول قرار گرفتند، جایی که رئیس بانک مرکزی اذعان کرد که تورم همچنان بالاست، در حالی که تقریباً هیچ راهنمایی در مورد نحوه کنترل آن توسط بانک مرکزی ارائه نکرد.
با این وجود، وارش همچنان تأکید کرد که هم خطرات تورم و هم انتظارات تورمی، در هفتههای اول تصدی او، کاهش یافتهاند. این ادعا، با دادههای اقتصادی منتشر شده از زمان تصدی او به ریاست بانک مرکزی، یعنی 22 می، همخوانی ندارد. هم قیمتهای مصرفکننده و هم شاخص قیمت PCE همچنان در حال افزایش هستند، که نشان میدهد فشارهای تورمی همچنان گسترده هستند.
درست است که قیمت انرژی پس از آتشبسهای مکرر در درگیریهای ایران، کاهش یافته است و یکی از مهمترین منابع فشار تورمی را کاهش داده است. اما افزایش قبلی قیمت نفت و گاز طبیعی همچنان در حال تاثیرگذاری بر اقتصاد است. افزایش هزینههای کود، از قبل بر تولیدات کشاورزی تاثیر گذاشته است و قیمت مواد غذایی معمولاً با تاخیری زمانی بازتنظیم میشوند. در همین حال، موج بیسابقهای از سرمایهگذاری مرتبط با هوش مصنوعی، تقاضای کلی را در طیف گستردهای از صنایع افزایش میدهد و منبع دیگری از فشار رو به بالا بر قیمتها ایجاد میکند.
وارش بار دیگر بر این باور خود تاکید کرد که افزایش بهرهوری ناشی از هوش مصنوعی، در نهایت، اثر ضد تورمی خواهد داشت. این ممکن است در بلندمدت درست باشد. سوال مهمتر برای بازارهای مالی این است که بانک مرکزی چگونه قصد دارد از دوره گذار عبور کند، دورهای که در آن سرمایهگذاری، تقاضا را سریعتر از آنچه که افزایش بهرهوری قیمتها را کنترل میکند، تحریک میکند و در این مورد، رئیس بانک مرکزی سکوت کرد.
البته واقعیت این است که بانکداران مرکزی ملزم به افشای هر تصمیم سیاستی آینده نیستند. اما بازارها انتظار دارند که آنها چارچوبی را ارائه دهند که به خانوارها، شرکتها و سرمایهگذاران اجازه دهد تا درک کنند که چگونه دادههای جدید، سیاست پولی را شکل میدهند. در سینترا، کوین وارش به چالش تورم اذعان کرد، اما از توضیح چارچوب سیاستی که برای مقابله با آن استفاده خواهد شد، خودداری کرد.
این غفلت عمدی، ممکن است مهمترین پیام برای سرمایهگذاران باشد. زمانی که بانک مرکزی، به جای شفافیت، ابهام را ارائه میدهد، بازارها مجبور میشوند پاسخهای خود را ارائه دهند - و این کار، به ندرت، تخصیص داراییها را آسانتر میکند.