مقدمه
در دنیای سیاست پولی، اصطلاحات Hawk یا باز و Dove یا کبوتر برای توصیف دیدگاههای سیاستگذاران در مورد نرخ بهره، تورم و رشد اقتصادی به کار میرود. این تعاریف برای سرمایهگذاران، معاملهگران و اقتصاددانان اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد که سیاستگذاران ممکن است چگونه به چالشهای اقتصادی واکنش نشان دهند و چگونه این تصمیمات بر بازارهای مالی تأثیر بگذارد. هاوکها (Hawks) اولویت را به کنترل تورم میدهند، در حالی که داوها (Doves) رشد اقتصادی و اشتغال را در اولویت قرار میدهند. درک این تفاوتها برای پیشبینی تصمیمات بانکهای مرکزی و تأثیرات آن بر ارزها، سهام و اوراق قرضه ضروری است.
بازها: مبارزین با تورم
بازها سیاستگذارانی هستند که از سیاست پولی انقباضی حمایت میکنند، به این معنا که طرفدار افزایش نرخ بهره و کاهش عرضه پول هستند. تمرکز اصلی آنها بر کنترل تورم است، حتی اگر این امر به قیمت کند شدن رشد اقتصادی در کوتاهمدت تمام شود. بازها بر این باورند که تورم کنترلنشده، قدرت خرید را کاهش میدهد، تصمیمات سرمایهگذاری را مختل میکند و در نهایت به ثبات اقتصادی در بلندمدت آسیب میزند.
یک سیاستگذار باز معمولاً از اقدامات زیر حمایت میکند:
- افزایش نرخ بهره برای کاهش میزان وامگیری و هزینهکرد.
- کاهش نقدینگی از طریق محدود کردن خرید داراییها یا اجرای سیاستهای انقباضی (QT).
- کنترل انتظارات تورمی برای حفظ اعتماد به ارزش پول.
از چهرههای معروف Hawkish میتوان به پل ولکر، رئیس پیشین فدرال رزرو، اشاره کرد. او در دهه ۱۹۸۰ با افزایش شدید نرخ بهره موفق شد تورم را کنترل کند، اما این سیاست منجر به رکودی موقتی شد.
کبوترها: حامیان رشد اقتصادی
در مقابل، کبوترها بر رشد اقتصادی و اشتغال تأکید دارند و سیاست پولی انبساطی را ترجیح میدهند. این سیاست شامل کاهش نرخ بهره و افزایش عرضه پول برای تحریک فعالیتهای اقتصادی است. داوها معتقدند که تورم در شرایطی که اقتصاد با بیکاری بالا یا تقاضای ضعیف مواجه است، تهدیدی جدی محسوب نمیشود.
یک سیاستگذار داو معمولاً از این اقدامات حمایت میکند:
- کاهش نرخ بهره برای تشویق وامگیری، سرمایهگذاری و افزایش هزینهکرد مصرفکنندگان.
- اجرای سیاستهای انبساطی مانند خرید داراییها (QE) برای تزریق نقدینگی به سیستم مالی.
- تحمل نرخهای بالاتر تورم در ازای ایجاد اشتغال و رشد اقتصادی پایدار.
یکی از معروفترین سیاستگذاران Dovish تاریخ، بن برنانکی، رئیس فدرال رزرو در دوران بحران مالی ۲۰۰۸ بود. او با اجرای سیاستهایی مانند نرخ بهره نزدیک به صفر (ZIRP) و برنامههای خرید دارایی توانست اقتصاد آمریکا را از رکود عمیق نجات دهد.
تأثیر سیاستهای بازها و کبوترها بر بازارهای مالی
موضع سیاستگذاران پولی تأثیرات گستردهای بر بازارهای مالی دارد:
- بازار ارز: سیاستهای بازی معمولاً باعث تقویت ارزش پول ملی میشود، زیرا نرخهای بهره بالاتر سرمایهگذاری خارجی را جذابتر میکند. در مقابل، سیاستهای کبوتری ارزش ارز را تضعیف میکند، زیرا نرخهای بهره پایینتر از جذابیت آن میکاهد.
- بازار سهام: سیاستهای بازی معمولاً تأثیر منفی بر بازار سهام دارند، زیرا هزینههای تأمین مالی را افزایش داده و رشد اقتصادی را کند میکنند، در حالی که سیاستهای کبوتری اغلب باعث افزایش قیمت سهام میشود، زیرا سرمایهگذاری و تقاضای مصرفکنندگان را تقویت میکند.
- بازار اوراق قرضه: سیاستهای بازی باعث افزایش بازده اوراق قرضه میشود، زیرا سرمایهگذاران در شرایط سیاستهای پولی سختگیرانه، بازده بالاتری را مطالبه میکنند. در مقابل، سیاستهای کبوتری بازده اوراق قرضه را کاهش میدهد، زیرا نقدینگی بیشتری به بازار تزریق میشود.
طیف شناسی بازها و کبوترها در 4 بانک مرکزی مهم جهان
در تصاویر زیر، طیف شناسی Hawkish-Dovish را برای 4 بانک مرکزی مهم جهان یعنی فدرال رزرو آمریکا (FOMC)، بانک ژاپن (BOJ)، بانک انگلستان (BOE) و بانک مرکزی اروپا (BOE) به همراه تعیین حق رای هر یک از اعضا ملاحظه می فرمایید.
-
فدرال رزرو
-
بانک ژاپن
-
بانک انگلستان
-
بانک مرکزی اروپا