مقدمه
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا در ژانویه 2025، با روی کار آمدن بر قدرت، مجموعه ای از تغییرات سیاستی را با هدف تغییر شکل بخش انرژی ایالات متحده و تأثیرگذاری بر بازارهای جهانی نفت اجرا کرد. این ابتکارات شامل تسهیل مقررات زیست محیطی برای افزایش تولید نفت داخلی، تعامل با کشورهای اوپک پلاس برای افزایش عرضه نفت و اتخاذ استراتژی های مالی برای مدیریت بدهی های ایالات متحده بود. در مجموع، این اقدامات دستاوردهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی قابل توجهی داشته است.
کاهش مقررات زیست محیطی و افزایش تولید نفت
یکی از اقدامات اولیه ترامپ، از بین بردن محدودیت های زیست محیطی بود که مانع استخراج نفت می شد. این اقدام با هدف احیای صنعت نفت داخلی از طریق تشویق افزایش تولید انجام شد. دولت داگ بورگوم را به عنوان وزیر کشور منصوب کرد و به او دستور داد تا به طور گسترده در زمینهای عمومی برای دستیابی به «تسلط انرژی» و توسعه تولید سوخت فسیلی «حفاری» کند. دستور بورگوم شامل تسریع توسعه پروژه و حذف مقررات دولت های قبلی بود.
به موازات آن، کریس رایت، وزیر انرژی، از افزایش تولید سوخت فسیلی و توسعه زیرساخت ها حمایت کرد. رایت که خود را یک «واقعگرای اقلیمی» میدانست، از سیاستهای قبلی متمرکز بر آب و هوا انتقاد کرد و بر ضرورت سوختهای فسیلی برای برآوردن نیازهای جهانی انرژی تأکید کرد. او استدلال کرد که منابع انرژی تجدیدپذیر به تنهایی نمی توانند نیازهای متنوعی را که توسط گاز طبیعی و نفت مورد توجه قرار می گیرند، برآورده سازند.
فشار و تعامل با اوپک پلاس و تأثیر آن بر قیمت جهانی نفت
پرزیدنت ترامپ فعالانه با کشورهای عضو اوپک پلاس تعامل کرد و از آنها خواست – گاهی همراه با تهدید و فشار – که در کاهش قیمت نفت با ایالات متحده همکاری کنند. وی اظهار داشت که کاهش قیمت نفت می تواند بر کشورهایی مانند روسیه فشار بیاورد و به طور بالقوه بر تصمیمات سیاست خارجی آنها از جمله دخالت در درگیری هایی مانند جنگ اوکراین تأثیر بگذارد. هدف این استراتژی استفاده از ابزارهای اقتصادی برای دستیابی به ثبات ژئوپلیتیکی بود.
سیاست های ترامپ به کاهش قیمت نفت کمک کرد و نفت خام افت سنگینی را در این مدت متحمل شد.
پیامدهای ژئوپلیتیکی: فشار بر ایران و روسیه
کاهش قیمت نفت بر کشورهای وابسته به نفت مانند ایران و روسیه فشار اقتصادی وارد میکند. ایران که برای تامین بودجه خود به شدت به درآمدهای نفتی متکی است، به دلیل کاهش درآمد حاصل از صادرات نفت، با چالشهای مالی فزایندهای مواجه شده و بازتاب این داستان را می توان در تشدید شتاب افت قیمت ریال در برابر ارزهای خارجی مشاههده کرد. این فشار اقتصادی به طور بالقوه میتواند ظرفیت ایران را برای تامین مالی گروههای مورد حمایتش در منطقه و پیگیری اهداف سیاست خارجی خاص محدود کند.
به طور مشابه، اقتصاد روسیه که به طور قابل توجهی به صادرات انرژی وابسته است، کاهش درآمد را تجربه میکند، که میتواند بر توانایی آن برای حفظ درگیریهای نظامی طولانیمدت، مانند درگیری در اوکراین، تأثیر منفی بگذارد. هدف دولت ترامپ با تأثیرگذاری بر قیمت جهانی نفت، ایجاد شرایط اقتصادی است که ممکن است روسیه را تشویق کند تا در استراتژی های سیاست خارجی خود تجدید نظر کند.
استراتژی های مالی: مدیریت بازده اوراق خزانه
در حوزه مالی، اسکات بسنت، وزیر خزانه داری، تغییر تمرکز از فشار بر فدرال رزرو به کاهش نرخ بهره به مدیریت فعال بازده اوراق قرضه خزانه داری را قبلاً اعلام کرده بود. هدف این رویکرد کاهش هزینه استقراض دولت و در نتیجه کاهش فشار بر بودجه ایالات متحده بود.
تحرکات اخیر بازار اوراق قرضه به دلیل افت بهای نفت شامل کاهش شدید بازده اوراق قرضه بود و بازدهی خزانه داری 2 ساله به پایین ترین حد در شش ماه گذشته رسید. البته به جز افت بهای نفت، سرمایه گذاران در میان نگرانی ها در مورد کندی رشد اقتصادی و عدم اطمینان تجاری به سمت اوراق قرضه خزانه داری ایمن تر گرایش پیدا کردند. همچنین اذعان دولت به مشکلات اقتصادی بالقوه کوتاه مدت به دلیل استراتژی های تعرفه ها و کاهش هزینه ها به این پویایی بازار کمک کرده و باعت رشد تقاضا برای اوراق قرضه خزانه داری آمریکا شده است.
نتیجه گیری
رویکرد یکپارچه پرزیدنت ترامپ در مقررات زدایی از تولید نفت داخلی، تعامل با تولیدکنندگان نفت بین المللی و اتخاذ سیاست های مالی هدفمند، تأثیرات چندوجهی در جبهه داخلی و جهانی داشته است. در حالی که این استراتژی ها رقبای ژئوپلیتیکی آمریکا را تحت فشار قرار داده و به بودجه آنها فشار می آورد، از سوی دیگر باعث کاهش فشار فروش روی اوراق قرضه آمریکا و نتیجتاً کاهش فشار تامین هزینه های مالی برای دولت ترامپ شده است.