ارقام تازه تورم آلمان حکم روشنی صادر میکنند: تصمیم بانک مرکزی اروپا به افزایش نرخ بهره — و آمادگیاش برای تکرار آن در تابستان — پاسخی به مشکلی است که عملاً وجود ندارد. تورم سرفصلی آلمان در ژوئن به ۲٫۳٪ افت کرد و شاخص تورم ویژه اروپایی به ۲٫۴٪ رسید؛ مهمتر آنکه قیمتها برای دومین ماه پیاپی کاهش یافتند، چیزی که از تابستان ۲۰۲۴ سابقه نداشت. این تصویرِ یک اقتصاد در آستانه مارپیچ تورمی نیست؛ تصویرِ یک شوک انرژی در حال فروکشکردن است.
استدلال مرکزی ECB این بود که افزایش ژوئن «احتیاطی» نبوده، بلکه بر پایه چشماندازِ تورم بالای هدف در ۲۰۲۷ و ۲۰۲۸ اتخاذ شده است. اما همان مفروضاتی که این چشمانداز را میسازند، زیر پای خودشان خالی میشود: با افت قیمت انرژی، حتی پیشبینیهای خود بانک هم میتواند بهزودی تورمِ زیر ۲٪ را برای ۲۰۲۷ نشان دهد. سیاستگذاری بر بنیادِ پیشبینیهایی که سرعت کهنهشدنشان از سرعت اجرای سیاست بیشتر است، خطاست — و این دقیقاً همان دامی است که ECB در آن افتاده و ما هم در یک نشست هفتگی با دکتر نیک کام به آن اشاره کرده بودیم.
شواهد میدانی هم در همین جهتاند. نهفقط انرژی، بلکه قیمت مواد غذایی، حملونقل، پوشاک و کالاهای خانگی نسبت به ماه قبل پایین آمدهاند. هیچ نشانه معناداری از سرایتِ شوک انرژی به بقیه اقتصاد دیده نمیشود. انتظارات قیمت فروش در صنعت و خدمات رو به کاهش است، بازار کار رو به ضعف میرود و رشد دستمزدها ملایم مانده — یعنی دقیقاً همان موتورهایی که یک تورم پایدار را تغذیه میکنند، خاموشاند. وقتی محرکِ تورم یکبار-مصرف (قیمت انرژی و معکوسشدن تخفیف مالیاتی سوخت) باشد و نه دستمزد و انتظارات، پاسخ درست سیاست پولی «چشمپوشی» است، نه انقباض.
اینجاست که هزینه خطا آشکار میشود. نرخ بهره با وقفه اثر میگذارد؛ افزایشی که امروز برای مهارِ تورمی موقت اعمال شود، درست زمانی اثر خود را می گذارد که آن تورم خودبهخود در حال محوشدن است. پیشبینی خودِ تحلیلگران این است که تورم آلمان در نیمه دوم سال به حدود ۳٫۵٪ بالا میرود اما در ۲۰۲۷ دوباره به زیر ۲٪ برمیگردد — یعنی یک ابر گذرا، نه یک روند. انقباض سیاست پولی در میانه چنین پدیده گذرایی، ریسک آن را دارد که اقتصادِ از پیش ضعیفشده منطقه یورو را دقیقاً در زمان فروکش تورم بیشتر سرد کند.
البته ریسکهای صعودی وجود دارد — موج گرما میتواند با پایینبردن سطح آب آبراهها زنجیره تأمین را مختل کند و به محصولات کشاورزی آسیب بزند. اما اینها هم دقیقاً از جنس شوکهای عرضه موقتاند؛ پاسخ به آنها با نرخ بهره، تقاضا را سرکوب میکند بیآنکه ریشه مشکل را حل کند.
نتیجه روشن است: واژهای که ECB از بهکاربردنش بیزار است، «گذرا»، توصیفِ درستِ همین لحظه است. در سال ۲۰۲۲ چشمپوشی از تورم خطای بزرگی بود، اما تعمیم آن درس به وضعیت امروز — با ارقامی که هیچ شباهتی به ۲۰۲۲ ندارند — خودش به خطایی تازه بدل میشود. بهترین سیاست در برابر یک شوک موقت انرژی، سادهترین گزینه است: هیچکارینکردن. افزایش دومِ نرخ نه آن چیزی است که اقتصاد منطقه یورو به آن نیاز دارد، نه آنچه دادهها تجویز میکنند.