بازار نفت وارد مرحلهای شده که در آن مسئله اصلی دیگر فقط میزان تولید روزانه نیست؛ بلکه «حاشیه امنیت عرضه» و حجم نفت موجود در انبارها اهمیت بسیار بیشتری پیدا کرده است. هشدار اخیر «امین ناصر» ، مدیرعامل شرکت معظم آرامکو، این تغییر را بهخوبی نشان میدهد: طبق برآورد او، از زمان آغاز بحران حدود ۳ میلیارد بشکه از عرضه بالقوه نفت و فرآوردههای نفتی از بازار خارج شده و بیش از ۱ میلیارد بشکه از ذخایر برای جبران این کسری مصرف شده است. او معتقد است حتی پس از بازگشت کامل تردد در تنگه هرمز، بازسازی موجودیهای جهانی در کنار پاسخگویی به تقاضای جاری میتواند تا دو سال زمان ببرد.
این نکته برای قیمت نفت بسیار مهم است، زیرا بازار نفت فقط بر اساس تراز «تولید منهای مصرف» قیمتگذاری نمیشود؛ موجودیها نیز نقش یک ضربه گیر حیاتی را ایفا میکنند. زمانی که ذخایر بالا هستند، بازار میتواند یک شوک عرضه را بدون افزایش شدید قیمت جذب کند. اما وقتی این ضربه گیر تخلیه شده باشد، حتی یک اختلال نسبتاً کوچک میتواند قیمت نفت را بهسرعت بالا ببرد.
دادههای IEA نیز این نگرانی را تأیید میکند. موجودیهای مشاهدهشده نفت در جهان با سرعت بیسابقهای کاهش یافتهاند و در مقطعی با نرخ حدود ۲.۸ میلیون بشکه در روز در حال افت بودهاند. ذخایر جهانی نسبت به ابتدای جنگ صدها میلیون بشکه کاهش یافته و بیش از ۳۰۰ میلیون بشکه نیز از ذخایر اضطراری کشورهای عضو IEA آزاد شده است.
بنابراین، حتی اگر جریان صادرات خاورمیانه بهتدریج عادی شود، بازگشت قیمت نفت به سطوح بسیار پایین گذشته الزاماً آسان نخواهد بود. تولیدکنندگان ابتدا باید نفتی را که از ذخایر خارج شده دوباره جایگزین کنند؛ آن هم در شرایطی که همچنان باید مصرف جاری جهان را تأمین کنند. به بیان ساده، بازار برای مدتی باید همزمان «تقاضای امروز» و «کسری ذخایر دیروز» را تأمین کند.
همین مسئله میتواند یک کف ساختاری جدید برای نفت ایجاد کند. وقتی موجودیها پایین هستند، تولیدکنندگان و معاملهگران حاضر نیستند نفت را با قیمتهای بسیار پایین عرضه کنند، زیرا ارزش «اختیار داشتن یک بشکه نفت در دسترس» افزایش پیدا کرده است. در چنین محیطی، حتی در صورت کاهش موقت تقاضا، قیمت میتواند سریعتر از گذشته حمایت شود.
از طرف دیگر، ظرفیت مازاد تولید نیز تضمین کاملی برای بازگشت قیمتها نیست. آژانس EIA انتظار دارد بخش مهمی از جریانهای نفت خاورمیانه تا سهماهه دوم ۲۰۲۷ به وضعیت پیش از بحران نزدیک شود، اما همزمان تأکید میکند که افت شدید موجودیها باعث میشود قیمتها تا زمان بازسازی ذخایر بالا بمانند.
البته این سناریو به معنی آن نیست که نفت الزاماً دو سال بالای ۱۰۰ دلار باقی خواهد ماند. حتی EIA انتظار دارد با افزایش تولید و بازسازی موجودیها، قیمت نفت برنت در سال ۲۰۲۷ کاهش پیدا کند. بنابراین باید بین «سطح قیمت» و «کف قیمت» تفاوت قائل شد. در واقع استدلال اصلی این است که کف جدید قیمت نفت احتمالاً بالاتر از کف چرخه قبلی خواهد بود. یک تحلیلگر برجسته از شرکت ConocoPhillips نیز اخیراً گفته است که کف نفت خام وست تگزاس اینترمدیت میتواند در محدوده حدود ۷۰ دلار قرار گیرد، در حالی که نفت برنت در حال حاضر بالای ۱۰۰ دلار معامله میشود.
از دید بازارهای مالی، این موضوع پیام مهمی برای دلار، تورم و طلا دارد. اگر نفت نتواند به سطوح پایین قبلی بازگردد، شوک انرژی میتواند تورم را برای مدت طولانیتری بالا نگه دارد و دست فدرال رزرو را برای کاهش نرخ بهره محدود کند. بنابراین حتی در صورت افت نفت از قلههای فعلی، کف بالاتر نفت میتواند به معنای کف بالاتر تورم و در نتیجه نرخهای بهره واقعی بالاتر از سناریوی قبلی باشد.
در نتیجه، گفتمان اصلی این است: بحران فعلی صرفاً یک شوک کوتاهمدت به قیمت نفت نیست؛ تخلیه ذخایر، کاهش ظرفیت مازاد، آسیب به زیرساختها و زمان طولانی بازسازی موجودیها میتواند ساختار کف بازار نفت را برای حداقل دو سال تغییر دهد. به این ترتیب، سناریوی صعودی نفت لزوماً به معنی صعود مستقیم نفت نیست؛ سناریوی مهمتر «کف بالاتر» است. یعنی حتی اگر نفت برنت از بالای 100 دلار به 80–90 دلار برگردد، بازار ممکن است دیگر مانند چرخه قبل بهراحتی به 60 یا 50 دلار برنگردد. این برای تحلیل تورم، سیاست های پولی فدرال رزرو و در نهایت مسیر قیمت طلا بسیار مهم است.


دیدگاهها و پرسشها
تجربه یا پرسش خود را با دیگران در میان بگذارید.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است؛ اولین نفر باشید.